دانلود آهنگ تنها بودن از محسن چاوشی
من با زخم زبونات رفیقم
مرهم بذار با حرفات رو زخم عمیقم
با توام که داری به گریه م میخندی
کاش میشد بیایی و به من دل ببندی
تنها بودن یه کابوس شومه عزیزم
کار ِ دل, نباشی, تمومه عزیزم
موزیک ایرانی – دانلود آهنگ جدید – دانلود آهنگ شاد و غمگین جدید از معروفترین خواننده های ایرانی
من با زخم زبونات رفیقم
مرهم بذار با حرفات رو زخم عمیقم
با توام که داری به گریه م میخندی
کاش میشد بیایی و به من دل ببندی
تنها بودن یه کابوس شومه عزیزم
کار ِ دل, نباشی, تمومه عزیزم
هم دیدنی بودیی هم خواستنی بودی
هم چیدنی بودی هم باغچه مون گل داشت
زنجیر می خواستم دستتاتو بخشیدی
از من تا اون دستا هر دره پل داشت
پل بود اما ریخت گل بود اما مرد
عمر منم قد عشقت تحمل داشت
هر روز پاییزه هر هفته پاییزه
هر ماه پاییزه هر سال پاییزه
پنهونم از چشمات ماه پس ابرم
من کاسه صبرم این کاسه لبریزه
بارون نمی گیرم از دست زنجیرم
بی عشق می میرم من روز دیدارم
از دوستی پر من از دوس دلخور من
آجر به آجر من من پشت دیوارم
لعنت به این دیدار لعنت به این دیوار
لعنت به این آوار من زیر آوارم
هر روز پاییزه هر هفته پاییزه
هر ماه پاییزه هر سال پاییزه
پنهونم از چشمات ماه پس ابرم
من کاسه صبرم این کاسه لبریزه
بختک رو زندگیمون افتاده پا نمیشه
با گریه هیچ دردی از ما دوا نمیشه
یا هیدروغ گفتیم یا اشتباه کردیم
ما عشق هم نبودیم ما اشتباه کردیم
این قصه اولش با غم شروع شده
پس بایدآخرش با غم تموم بشه
اینجوری بهتره حتما مقدره
تقدیر ما دو تا با هم تموم بشه
ما قرارمون بود از عشق هم بمیریم
حتی بلد نبودیم از هم به دل نگیریم
باید قبول کرد پای شکست وایساد
با هر گناه باید کلی تقاص پس داد
این قصه اولش با غم شروع شده
پس بایدآخرش با غم تموم بشه
اینجوری بهتره حتما مقدره
تقدیر ما دو تا با هم تموم بشه
زیر پرچم سه رنگ
واسه پرچم سفید
مادرم دعا می کرد
پدرم می جنگید
قلبمون اون روزا
این همه تَرک نداشت
دلمون شور میزد
دستامون نمک نداشت
حالمون اون روزا
اگه رو به راه نبود
عوضش اُمیدمون
کسی جز خدا نبود
روزای در به دری
شبای بمبارون
دنبال نفت بدو
تو صف غذا بمون
دست خالی زیرِ
گولّه بارون بودیم
خسته بودیم اما
مرد میدون بودیم
رفقای مدرسه م
هنوزم یادم میان
کاش می دونستم الان
همکلاسیام کجان
خنده های خواهرم
لاله بود و پژمرد
اشکای برادرم
سیل شد دنیا رو برد
سیل خون جاری بود
از عطش تا کارون
خیلیا خاک شدن
زیر سقفِ خونه شون
زیر سقفِ خونه شون
حاج خانوم بهم میگه
به دلم افتاده
پسرمظلومم
پشتِ در واستاده
هنوزم بعضی شبا
موج بمبه تو سرم
هنوزم خواب می بینم
خونه ریخته رو سرم
هشت سالِ زندگی
با همین دردا گذشت
هشت سالِ آزگار
سخت بود اما گذشت
واسه پرچم سه رنگ
زیر پرچم سفید
من هنوز معتقدم
باز باید جنگید
دلت که میلرزید من با چشام دیدم تو زل تابستون چقدر زمستونه
هوا گرفته نبود دلم گرفت اون شب به مادرم گفتم اون شب هنوز بارونه
قطار رد شد و رفت مسافرا موندن مسافرا که برن قطار میمونه
تو برف بارونی قطار قلب منه قلب شکسته ی من تو برف مدفونه
دونه به دونه غمی ریل به ریل شبم غم توی خونه من هرشبو مهمونه
بگو شب بخوابه من بیدارم من شبو زنده نگه میدارم
بگو شب بخوابه من بیدارم من شبو زنده نگه میدارم
یه شب که سردم بود به مادرم گفتم هوا که سرد میشه یاد تو میوفتم
طفلی دلش لرزید دلش دوباره شکست تو زل تابستون تو کوچه برف نشست
مسافرا شعرن تو برفو بارونی قطار قلب منه چشم تو پنجره هاش
پنجره ها بستن مسافرا خستن ببار تا دم صبح به فکر هیچی نباش
دونه به دونه غمی غصه به غصه شبم کاشکی یه روز صبح شه کاش فقط ای کاش
کاش فقط ای کاش
بگو شب بخوابه من بیدارم من شبو زنده نگه میدارم
بگو شب بخوابه من بیدارم من شبو زنده نگه میدارم
تو خیلی وقته خودتو
میخوای بی آبرو کنی
روتو ازم بگیری و
به هر کی خواستی رو کنی
موندو رفتنت دیگه
فرقی نداره واسه من
اره رو چون فرو کنی
چه در کشی چه تو کنی
چشم تو دنبال کیه
حرف حساب تو چیه
برای چی خوشت میاد
با من بگو مگو کنی
یه بی وفا مثل خودت
یه صاف و ساده مثل من
پیدا نمیکنی اگه
دنیارو زیر و رو کنی
تو خیلی وقته خودتو
میخوای بی آبرو کنی
روتو ازم بگیری و
به هرکی خواستی رو کنی
موندو رفتنت دیگه
فرقی نداره واسه من
اره رو چون فرو کنی
چه در کشی چه تو کنی
بخیه رو بخیه میزنم
به تیکه پاره دلم
این همه وصله پینه رو
چطور میخوای رفو کنی
چشم تو دنبال کیه
حرف حساب تو چیه
برای چی خوشت میاد
با من بگو مگو کنی
یه بی وفا مثل خودت
یه صاف و ساده مثل من
پیدا نمیکنی اگه
دنیارو زیرو رو کنی
عُمرِ زندگی کوتاه ست
مثلِ شعلۀ کبریت
عُمرِ هر چی غیر از عشق مثلِ عُمر کوتاهه
همسفر شدن مثلِ دربدر شدن خوبه
پس قدم بزن با من بینِ راه و بیراهه
من که قلبِ کوچیکم بی تو کاسۀ خونه
من که کاسۀ چشمم جز تو از کسی پُر نیست
دوست داشتن یا عشق
دوست دارمت با عشق
عشقِ من به دوست داشتن قابل تصور نیست
عشق چند قدم راهه از اتاق تا ایوان
عشق دستته وقتی میز شامُ می چینه
مثلِ خوابِ بعد ازظهر تلخه اما می چسبه
مثلِ چای بعد از خواب تلخه اما شیرینه
من که قلبِ کوچیکم بی تو کاسۀ خونه
من که کاسۀ چشمم جز تو از کسی پُر نیست
دوست داشتن یا عشق
دوست دارمت با عشق
عشقِ من به دوست داشتن قابل تصور نیست
از پرنده تا لونه
از کویر تا بارون
از اتاق تا ایوان
عشق بهترین راهه
آسمون توئی وقتی ماه داره می خنده
عشقِ من ببین امشب آسمون چقدر ماهه
دوست داشتن یا عشق
دوست دارمت با عشق
چشماتو باز کردی دنیام زیر و رو شد
چشماتو بستی و باز تاریکی هام شروع شد
موهات کهکشونا چشمات ستاره هاتن
منظومه های شمسی جفت گوشواره هاتن
کی بین مهربونا مثه تو مهربونه
نامهربونی با تو بد نیست بد شگونه
با من بمون با من بمون
با من بمون با من بمون
شب بود خسته بودم چشامو بسته بودم
خورشید سر زد و من پیشت نشسته بودم
چشمامو باز کردم دیدم ازت خبر نیست
دیدم برام تو دنیا از تو عزیزتر نیست
با من بمون با من بمون
با من بمون با من بمون
این حریف خسته رو خسته تر نکن دیگه
این درای بسته رو بسته تر نکن دیگه
این همه سنگ نباش این همه سخت نگیر
واسه ی عشق بمون واسه ی عشق بمیر
من باید چیکار کنم منو باورت بشه
که یکم تحمل و عاشقی سرت بشه
این چه راه و رسمیه این چه امتحانیه
خان هفتصدم گذشت این چه هفت خانیه
چشمات نمی بینن پاهات نمی مونن
دستات نمی گیرن این دست بی تابو
با من نمی خندی با من نمی خونی
قابل نمی دونی این چشم بی خوابو
من باید چیکار کنم منو باورت بشه
که یکم تحمل و عاشقی سرت بشه
این چه راه و رسمیه این چه امتحانیه
خان هفتصدم گذشت این چه هفت خانیه
جوابم نکن مُردم از نااُمیدی
شاید عاشقم شی خدا رو چی دیدی
خیال کن جواب منو دادی اما
عزیزم جواب خدا رو چی میدی
همین جوری اشکام سرازیر میشن
دیگه از خودم اختیاری ندارم
من از عشق چیزی نمی خوام به جز تو
ولی از تو هیچ انتظاری ندارم
صبوریم کمه بیقراریم زیاده
چقدر بیقرارم منِ صاف و ساده
عزیزم چقد سخته دل کندن از تو
عزیزم چقد تلخه کام من از تو
نذار زندگیم راحت از هم بپاشه
جوابم نکن مُردم از بی جوابی
یه چیزی بگو پیش از اینکه بمیرم
به خوابم بیا پیش از این که بخوابی
شب از نیمه های زمستون گذشته
به خوابم بیا پیش از این که بمیرم
اگه پا به خوابم گذاشتی عزیزم
یه چیزی بگو بلکه آروم بگیرم
صبوریم کمه بیقراریم زیاده
چقدر بیقرارم منِ صاف و ساده
عزیزم چقد سخته دل کندن از تو
عزیزم چقد تلخه کام من از تو
خیلی وقته حرفامو از چشام نمی خونی
حالمو نمی پرسی دردمو نمی دونی
هم ازم گریزونی هم میگی دوسم داری
زخم می زنی اما از جذام بیزاری
دیر می رسی از راه اسم این زرنگی نیست
زود میری اما این عادت قشنگی نیست
با خودت که درگیری از همه طلبکاری
من که از تو دل کندم بس که مردم آزاری
هم میگی دوسم داری هم ازم گریزونی
حالمو نمی پرسی دردمو نمی دونی
با دروغ همدستی از غرور لبریزی
جای آبرو داری آبرومو می ریزی
هفت خط و مرموزی مثه مهره ی ماری
مهربون شدی امروز باز چه نقشه ای داری
هیشکی از تو راضی نیست از همه طلبکاری
من که از تو دل کندم بس که مردم آزاری
ناله ز درد هجران وای از غم جدایی
فکر وداع باید از روز آشنایی
با من بمان برادر طاقت نمانده دیگر
باور نمی کنم من شد موسم جدایی
وای از شب فراق و اندوه بی تو ماندن
دل کندن از تو دلبر دارد چه ماجرایی
ای نازنین گل من گفتی بمانم اما
با دیدن تو گردد مرغ دلم هوایی
گر شام هجر و دوری هرگز سحر ندارد
ماه تو در شب دل دارد چه دلربایی
کرب و بلایت امشب بوی مدینه دارد
همراه عطر نرگس خواند مرا ندایی
گوید غریب مادر ! ای یادگار حیدر
فردا بریده حنجر در دشت کربلایی
ای مسافر غریبه چرا قلبمو شکستی
رفتی و تنهام گذاشتی دل به ناباوری بستی
ای که بی تو تک و تنهام توی این غربت سنگی
میدونم بر نمیگردی شدی همرنگ دو رنگی
همه زندگی من اون نگاه عاشقت بود
چرا فکر کردی به جز من یکی دیگه لایقت بود
رفتی و ازم گرفتی اون نگاه آشناتو
واسه من باقی گذاشتی التهاب لحظههاتو
حالا من تنها نشستم با نوای بی نوایی
چه غریبم بی تو اینجا ای غریبه بی وفایی
اولش فکر نمی کردم که دلم رو برده باشه
یا دلم،گول چشای روشنش رو خورده باشه
اما نه گذشت و دیدم دل من دیونه تر شد
به تو گفتم و دلت از قصه ی من با خبر شد
آخ که چه لذتی داره ناز چشماتو کشیدن
رفتن یه راه دشوار واسه هرگز نرسیدن
آخ که چه لذتی داره ناز چشماتو کشیدن
رفتن یه راه دشوار واسه هرگز نرسیدن
میدونم دوسم نداری مثل روزای گذشته
من خودم خوندم تو چشمات یه کسی اونو نوشته
میدونم فرقی نداره واست عاشق بودن من
میدونم واست یکی شد بودن و نبودن من
اما روح من یه دریاست پره از موج و تلاطم
ساحلش تویی و موجاش خنجرای حرف مردم
آخ که چه لذتی داره ناز چشماتو کشیدن
رفتن یه راه دشوار واسه هرگز نرسیدن
میدونم دوسم نداری مثل روزای گذشته
من خودم خوندم تو چشمات یه کسی اونو نوشته
میدونم فرقی نداره واست عاشق بودن من
میدونم واست یکی شد بودن و نبودن من
اما روح من یه دریاست پره از موج و تلاطم
ساحلش تویی و موجاش خنجرای حرف مردم
آخ که چه لذتی داره ناز چشماتو کشیدن
رفتن یه راه دشوار واسه هرگز نرسیدن
چه کسی خواهد دید مردنم را بی تو
گاه می اندیشم خبر مرگ مرا با تو چه کس می گوید
آن زمان که خبر مرگ مرا می شنوی
روی خندان تو را کاشکی می دیدم
شانه بالا زدنت را بی قید و تکان دادن دستت
که مهم نیست زیاد و تکان دادن سر
چه کسی باور کرد جنگل جان مرا
آتش عشق تو خاکستر کرد
می توانی تو به من زندگانی بخشی
یا بگیری از من آنچه را می بخشی