آهنگ تصنیف عاشق دیوانه از علیرضا افتخاری
آهنگ تصنیف عاشق دیوانه از علیرضا افتخاری که در قالب آلبوم ناز نگاه منتشر شد.
آهنگ تصنیف عاشق دیوانه از علیرضا افتخاری که در قالب آلبوم ناز نگاه منتشر شد.
آهنگ تصنیف شب پنهانی از علیرضا افتخاری که در قالب آلبوم ناز نگاه منتشر شد.
آهنگ قاطع شکوه ها از علیرضا افتخاری که در قالب آلبوم ناز نگاه منتشر شد.
آهنگ ۴ مضراب از علیرضا افتخاری که در قالب آلبوم ناز نگاه منتشر شد.
دل من جام لبریز از صفا بود از این دلها جدا بود شکستندش به خود خواهی شکستند خطا بود آن محبتها خطا بود
خدا را بلبلان! تنها مخوانید مرا هم یک نفس از خود بدانید
هزاران قصه ناگفته دارم، غمم را بشنوید از خود مرانید
اگر من لالهای بودم به باغی، نسیمی میگرفت از من سراغی
دریغا لالهی این شوره زارم، ندارم همدمی جز درد و داغی
آهنگ ساز و آواز از علیرضا افتخاری که در قالب آلبوم ناز نگاه منتشر شد.
عمری به سر دویدم در جستجوی یار
جز دسترس به وصل وی ام آرزو نبود ، آرزو نبود
دادم در این هوس دل دیوانه را به باد
این جستجو نبود این جستجو نبود
هر سو شتافتم پی آن یار ناشناس
گاهی جز شوق خنده زدم گه گریستن
بی آنکه خود بدانم بی آنکه خود بدانم از این گونه بی قرار
مشتاق کیستم مشتاق کیستم
آهنگ تصنیف ناز نگاه از علیرضا افتخاری که در قالب آلبوم ناز نگاه منتشر شد.
ساقیا جرعه ای می به جان ماکن
با شکر خنده ای کام ما روا کن
چهره تو یاد آرد از باغ ارغوان را
باده تو باز آردم راحت روان را
شادی تو می نوشم کیمیای جان را
ای دریغ ازاین عمرکه بی روی بگذشت
ای دریغ از این دم که بیهوده هدر گشت
چهره تو یاد آرد از باغ ارغوان را
باده تو باز آردم راحت روان را
شادی تو می نوشم کیمیای جان را
میزند راه من چشم دلسیاهت
جان ودل میدهم ناز یک نگاهت
بیاتادمی بشنوی شور وحال مارا
مگریک نظر بنگری سوی ما خدارا
چهره تو یاد آرد از باغ ارغوان را
باده تو باز آردم راحت روان را
شادی تو می نوشم کیمیای جان را
جان ما به پای جانانه بیانداز
راه ما به کوی میخانه بیانداز
از عشقش سرمستم سرشادم من تاهستم
میزند راه من چشم دلسیاهت
جان ودل میدهم ناز یک نگاهت
بیاتادمی بشنوی شور وحال مارا
مگریک نظر بنگری سوی ما خدارا
چهره تو یاد آرد از باغ ارغوان را
باده تو باز آردم راحت روان را
شادی تو می نوشم کیمیای جان را
آهنگ بر بال ملائک از علیرضا افتخاری که در قالب آلبوم خروش بحر منتشر شد.
(این آهنگ بیکلام است)
آهنگ وداع از علیرضا افتخاری که در قالب آلبوم خروش بحر منتشر شد.
ساربانا پرشتابان بار ازین منزل مبند
بس خرابم من یک امروز دگر محمل مبند
حالیا از چشم طوفان خیز من ره دجله است
یک دو روز دیگری این رخت ازین ساحل مبند
غافلی کز من به رویت مانده باقی یک نگاه
در محلی این چنین چشم از من غافل مبند
نیست حد آدمی کز تن برد جان در وداع
روح انسان پیکری تهمت بر آب و گل مبند
یار چون شد عمر در تعجیل بهتر ای طبیب
رو ببند حیله پای عمر مستعجل مبند
داروی منعم مکش در چشم گریان ای رفیق
راه بر سیلی چنین پر زور بیحاصل مبند
دل به خوبان بستن ای دل حاصل دیوانگیست
محتشم گر عاقلی دیگر به ایشان دل مبند
آهنگ سرو خدا از علیرضا افتخاری که در قالب آلبوم خروش بحر منتشر شد.
خبر از رفتن آن سرو روانم مدهید
بیخودم من خبر از رفتن جانم مدهید
یا مجوئید نشان از من سرگشته دگر
یا به آن راه که او رفته نشانم مدهید
ترسم افتد ز زبانم به تر و خشک آتش
نام آن سرو خدا را به زبانم مدهید
بعد ازین بودن من موجب بدنامی اوست
خون من گرم بریزید و امانم مدهید
من که از حسرت آن حور به تنگم ز جهان
به جز از مژدهی رفتن ز جهانم مدهید
من که چون نی همه دردم بروید از سر من
خویش را دردسر از آه و فغانم مدهید
پهلوی محتشم چون فکند خواب اجل
خوابگه جز ز سر کوی فلانم مدهید
آهنگ خروش بحر از علیرضا افتخاری که در قالب آلبوم خروش بحر منتشر شد.
باز فلک سلسلهای زد به هم
کز اثرش گشت جهانی حزین
آتشی افروخت که از پرتوش
دود برآمد ز زمان و زمین
بنال ای دل که دیگر ماتم آمد
بگری ای دیده که ایام غم آمد
گل غم سرزد از باغ محبان
جهان را تازه شد داغ محبان
جهان گردید از ماتم دگرگون
لباس تعزیت پوشیده گردون
خروش بحر از گردون گذشته
سرشک ابر از جیحون گذشته
تو نیز ای دل چو ابر نو بهاری
ببار از دیده هر اشکی که داری
دمی کز دست چرخ فتنه پرداز
ز پا افتاد آن سرو سرافراز
آهنگ کاروان شور از علیرضا افتخاری که در قالب آلبوم خروش بحر منتشر شد.
ای ساربان آهسته ران، کآرام جانم می رود
کآرام جانم می رود
وان دل که با خود داشتم، با دل ستانم می رود
وان دل که با خود داشتم، با دل ستانم می رود
او می رود دامن کشان، من زهر تنهایی چشان
دیگر مپرس از من نشان، کز دل نشانم می رود
محمل بدار ای ساربان، تندی مکن با کاروان
کز عشق آن سرو روان، گویی روانم می رود
ای ساربان آهسته ران
ای ساربان آهسته ران
ای وا مصیبت های من، فریاد من، افغان من
آهنگ خروج کاروان از علیرضا عصار که در قالب آلبوم مولای عشق منتشر شد.
چون دگر فریاد طفلان را شنید
از حرم تا قتلگه فریاد دید
ای خدا زینب از این غم پیر شد
موسپید از ماتم آن شیر شد
چون که از گودال خون برخاستند
عمه را یاران کسی نشناختند
دید یاران را اسارت می برند
خیمه ها را هم به غارت می برند
کودکی آتش گرفته می دوید
در پی اش زینب فغان از دل کشید
نالهء طفلان مظلومش دریغ
هر طرف هر سو دویدی آه جیغ
آن یکی پایش مغیلان پاره کرد
زینب آمد زخم او را چاره کرد
آن طرف سجاد اندر تب خزان
این طرف زینب به یادش بی امان
یک دو تن از کودکانش گم شدند
از شمار بچه هایش کم شدند
عاقبت آن کاروان آماده شد
خمر غم اندر دلامان باده شد
چون سر خورشید را بر نیزه دید
سر به محمل زد و رسمی شد پدید
شیعیان گر داغ مولا یاد شد
سر شکستن بر شما آزاد شد
کاروان رفت غروبی بس غریب
هر طرف آتش فروزان در لهیب
چون سه روز از ظهر عاشورا گذشت
داغ هجران در دل او تازه گشت
آمدم دیدم جدا سر از بدن
سید جنت خدایا بی کفن
فرصتی آمد بر ایشان کفن شد
نعش یاران دل آور دفن شد
لیک یاران قصه پایانی ندید
زخم دل را هیچ درمانی ندید
السلام ای شاه مظلوم و غریب
السلام ای آیه امن یجیب
آهنگ جنگ امام حسین از علیرضا عصار که در قالب آلبوم مولای عشق منتشر شد.
می رود آقا بسوی خیمه ها
مشک سوراخی بروی شانه ها
مشک یعنی رمز محیا و ممات
مشک یعنی رشته ای سوی نجات
مشک یعنی آبروی یک دلیر
مشک یعنی نعره آن نره شیر
مشک یعنی العطش در دشت خون
مشک یعنی رمز حق در کاف و نون
مشک یعنی پاسداری از لوا
مشک یعنی دست از پیکر جدا
مشک یعنی کاف حق باشد زتن
مشک یعنی بر تن مردان کفن
در دلش سوز گداز حالی است
در کنارش جای یاران خالی است
چون که دستار پیامبر سر نهاد
یاد آن ایام پر محنت فتاد
تیغ حیدر بست ،ردا بر دوش داد
ناله طفلان خود را گوش داد
گوئیا او خود همان پیغمبر است
یا همان شیر ژیان خیبر است
زینبش را ناگهان او زد صدا
از میان خیمه بیرون شد خدا
گفت خواهر این وداع آخر است
چون حسینت بی معین و یاور است
آهنگ سجاده عشق از علیرضا عصار که در قالب آلبوم مولای عشق منتشر شد.
ظهر خون مولا به تسبیح و نماز در میان خیمه ها راز و نیاز
محشری شد چون وضو سازد به خون قبله اش عشق است و تسبیحش جنون
کربلا سجاده ی مولای عشق روی دوشش آتشین شولای عشق
قدسیان آسمانی سوختند (چشم بر مولای محشر دوختند)
پس به تکبیر در رکوع آمد به ناز گفت یارب من حسینم در نماز
گویدش یارب ذبیح الله منم پاره پاره قطعه قطعه این تنم
هر نفس ذکرم فقط نام تو باد مست مست از دُردی جام تو باد
تن که ارزان است گو جان میدهم (هرچه خواهی تو بگو آن میدهم)
خوانمت امروز در میدان جنگ آن زمان بارد به رویم تیر و سنگ
امتحانم کن که چون عاشق شدم بی کفن بی سر ترا لایق شدم
مهر تو گردد به جان من فزون چون ببینم کودکانم غرق خون
کو قیامت تا تماشایم کند کو توانی تا که حاشایم کند
پس به تکبیر در رکوع آمد به ناز گفت یارب من حسینم در نماز
گویدش یارب ذبیح الله منم پاره پاره قطعه قطعه این تنم
هر نفس ذکرم فقط نام تو باد مست مست از دردی جام تو باد
تن که ارزان است گو جان میدهم (هرچه خواهی تو بگو آن میدهم)
خوانمت امروز در میدان جنگ آن زمان بارد به رویم تیر و سنگ
امتحانم کن که چون عاشق شدم بی کفن بی سر تو را لایق شدم
مهر تو گردد به جان من فزون چون ببینم کودکانم غرق خون
کو قیامت تا تماشایم کند کو توانی تا که حاشایم کند
ظهر خون مولا به تسبیح و نماز در میان خیمه ها راز و نیاز
محشری شد چون وضو سازد به خون قبله اش عشق است و تسبیحش جنون
کربلا سجادهء مولای عشق روی دوشش آتشین شولای عشق
قدسیان آسمانی سوختند (چشم بر مولای محشر دوختند)
آهنگ جنگ حضرت عباس از علیرضا عصار که در قالب آلبوم مولای عشق منتشر شد.
بعد از آن حق بانگ واویلا شنید
تا که نوبت بر علی اکبر رسید
اذن میدان داد و او آرام رفت
گوییا از جان مولا کام رفت
تا رکابش سوی میدان می کشید
چند قدم آقا به دنبالش دوید
شبه پیغمبر بران بر خصم دون
عالمی از رزم او غرق جنون
گفت لشکر: “او رسول الله بود
گر خطا نبود، خود الله بود”
نعره زن بر قلب دشمن حمله کرد
لشکر از تیغش فغان و ناله کرد
بذر غیرت در دل او کشته است
شبه پیغمبر خدایا! تشنه است
بعد جنگی بس نمایان ای دلیر
باز گرد و از پدر قوت بگیر
“تشنه ام بابا! کمی آبم بده
با بیان گرم خود تابم بده
العطش بابا ببین بس تشنه ام”
گفت بابا: “جان جان شرمنده ام”
عشق بازی با پدر، با تشنگی
سهم بابایش فقط شرمندگی
دل عطش دارد به دیدار پدر
قوتی گردیده در تیغ پسر
پس رکابش سوی میدان ساخت کرد
در میان موج دشمن تاخت کرد