
ای گلای باغچه ها پروانه ها بهش بگین دوسش دارم
ای گلای باغچه ها پروانه ها بهش بگین دوسش دارم
من به خدا روم نمیشه
دل کوچیکم تو سینه آروم نمیشه
من به خدا روم نمیشه
دل کوچیکم تو سینه آروم نمیشه
ای مه و ستاره ها آسمونا بهش بگین خاطرخواشم
ای مه و ستاره ها آسمونا بهش بگین خاطرخواشم
من به خدا روم نمیشه
دل عاشقم هیچ جوری آروم نمیشه
روی کاغذ می نویسم
رو درختا برگ گل ها
روی ساحل توی دریا
واست پیغامی دارم
به دونه برفا قاصدک ها
شاپرک ها همه دنیا
به خدا دوست دارم جرأت گفتن ندارم
که تو دنیای منی بی تو جای موندن ندارم
سر راهت می نشینم
تورو وقتی که می بینم
زبونم بسته میشه تب می کنم
زبونم بسته میشه تب می کنم
نمی دونی چه جوری این روزا رو شب می کنم
نمی دونی چه جوری این روزا رو شب می کنم
به خدا دوست دارم جرأت گفتن ندارم
که تو دنیای منی بی تو جای موندن ندارم
آهنگ انجماد از علیرضا عصار که در قالب آلبوم محتسب منتشر شد.
تا انجماد می برد سرمای دشت ما را
در برف دفن می کرد افسانه ی صدا را
خط می خورید فردا از صفحه های تاریخ
می گفت و پاک می کرد از برف رد پا را
در چشم ابر باران ، قندیل میشد انگار
وقتی که حدس می زد پایان ماجرا را
پاییز بوی زخم و خون مرده می پراکند
میمرد شعر سرخی در دست های سارا
از دوردست مردی همراه باد و بوران
می خواند و باز می خواند این شعر آشنا را
کشتی شکستگانیم ای باد شرطه برخیز
باشد که باز بینیم دیدار آشنا را
در چشم ابر باران، قندیل می شد انگار
وقتی که حدس می زد پایان ماجرا را
سرشاخ لخت بیدی از شانه های پرچین
در گوش خاک می گفت پیغام سروها را
از دوردست مردی همراه باد و بوران
می خواند و باز می خواند این شعر آشنا را
کشتی شکستگانیم ای باد شرطه برخیز
باشد که باز بینیم دیدار آشنا را
تا انجماد می برد سرمای دشت ما را
در برف دفن می کرد افسانه ی صدا را
خط می خورید فردا از صفحه های تاریخ
می گفت و پاک می کرد از برف رد پا را
در چشم ابر باران، قندیل می شد انگار
وقتی که حدس می زد پایان ماجرا را
پاییز بوی زخم و خون مرده می پراکند
میمرد شعر سرخی در دست های سارا
از دوردست مردی همراه باد و بوران
می خواند و باز می خواند این شعر آشنا را
کشتی شکستگانیم ای باد شرطه برخیز
باشد که باز بینیم دیدار آشنا را
آهنگ قربانی از علیرضا عصار که در قالب آلبوم محتسب منتشر شد.
از باغ می برند چراغانی ات کنند
تا کاج جشن های زمستانی ات کنند
پوشانده اند صبح تو را ابرهای تار
تنها به این بهانه که بارانی ات کنند
یوسف ! به این رها شدن از چاه دل مبند
این بار می برند که زندانی ات کنند
ای گل گمان مکن به شب جشن می روی
شاید به خاک مرده ای ارزانی ات کنند
یک نقطه بیش فرق رحیم و رجیم نیست
از نقطه ای بترس که شیطانی ات کنند
آب طلب نکرده همیشه مراد نیست
گاهی بهانه ای است که قربانی ات کنند

ساقی بده پیاله ساقی بده پیاله
من خوش قلندرم
امشب به پیش یارم امشب به پیش یارم
فردا مسافرم
من یاد یار کردم و دل من قراره نیست
من یاد یار کردم و دل من قراره نیست
عالم تمامو گشتم مثل تو یاری نیست
عالم تمامو گشتم مثل تو یاری نیست
حالا ساقی بده پیاله ساقی بده پیاله
من خوش قلندرم
امشب به پیش یارم امشب به پیش یارم
فردا مسافرم
صدبار سفر کردمو و عاشق نشدم من
صدبار سفر کردمو و عاشق نشدم من
یک لحظه تو را دیدم و دیوانه شدم من
یک لحظه تو را دیدم و دیوانه شدم من
حالا ساقی بده پیاله ساقی بده پیاله
من خوش قلندرم
امشب به پیش یارم امشب به پیش یارم
فردا مسافرم
یاران این زمانه مثل گل انارن
یاران این زمانه مثل گل انارن
از دور دل بدارن نزدیک بو ندارن
از دور دل بدارن نزدیک بو ندارن
ساقی بده پیاله ساقی بده پیاله
من خوش قلندرم
امشب به پیش یارم امشب به پیش یارم
فردا مسافرم
یاران این زمانه مثل گل انارن
یاران این زمانه مثل گل انارن
در باغ آشنایی بوی وفا ندارن
در باغ آشنایی بوی وفا ندارن
ساقی بده پیاله ساقی بده پیاله
من خوش قلندرم
امشب به پیش یارم امشب به پیش یارم
فردا مسافرم
ساقی بده پیاله ساقی بده پیاله
من خوش قلندرم
امشب به پیش یارم امشب به پیش یارم
فردا مسافرم
ساقی بده پیاله ساقی بده پیاله
من خوش قلندرم
آهنگ شیر جهان از علیرضا عصار که در قالب آلبوم محتسب منتشر شد.
ای تو امان هر بلا
ما همه در امان تو
جان همه خوش است در
سایهی لطفِ جان تو
شاه همه جهان تویی
اصلِ همه کسان تویی
چون که تو هستی آن ما
نیست غم از کسان تو
خوبی جمله شاهدان
مات شد و کساد شد
چون بنمود ذره ای
خوبی بیکران تو
شب همه شب چو ابر دی
بارم اشک بر درت
پاک کنم به آستین
اشک به آستان تو
ای تو امان هر بلا
ما همه در امان تو
جان همه خوش است در
سایه ی لطفِ جان تو
شاه همه جهان تویی
اصلِ همه کسان تویی
چون که تو هستی آن ما
نیست غم از کسان تو
واعظ کشوری بُدم
صاحب منبری بُدم
کرد فضایلت مرا
عاشق و کف زنان تو
از می این جهانیان
حق خدا نخوردهام
تا به کجا کِشد مرا
مستی بیامان تو
من به تو مایل و تویی
هر نفسی ملولتر
وه که خجل نمیشود
میل من از ملال تو
خوبی جمله شاهدان
مات شد و کساد شد
چون بنمود ذرهای
خوبی بیکران تو
شب همه شب چو ابر دی
بارم اشک بر درت
پاک کنم به آستین
اشک به آستان تو
ای تو امان هر بلا
ما همه در امان تو
جان همه خوش است در
سایهی لطفِ جان تو
شاه همه جهان تویی
اصلِ همه کسان تویی
چون که تو هستی آن ما
نیست غم از کسان تو
آهنگ دیگر چه میتوان گفت از علیرضا عصار که در قالب آلبوم محتسب منتشر شد.
چون دوست دشمنی کرد
دیگر چه می توان گفت
با یار ناجوانمرد
دیگر چه می توان گفت
چون دوست دشمنی کرد
دیگر چه می توان گفت
با یار ناجوانمرد
دیگر چه می توان گفت
با محرمان غمناک
با همرهان ناساز
با همدمان دم سرد
دیگر چه می توان گفت
با بدقمار بد نرد
با بد رگان نامرد
با رهزنان بی درد
دیگر چه می توان گفت
چون دوست دشمنی کرد
دیگر چه می توان گفت
با یار ناجوانمرد
دیگر چه می توان گفت
مردانگی چو شد ننگ
بر مرد عرصه شد تنگ
فهلی چو خاری آورد
دیگر چه می توان گفت
در شهر خالی از مرد
با خاطری پر از درد
شبرو شب است و شبگرد
دیگر چه میتوان گفت
با محرمان غمناک
با همرهان ناساز
با همدمان دم سرد
دیگر چه می توان گفت
با بدقمار بد نرد
با بد رگان نامرد
با رهزنان بی درد
دیگر چه می توان گفت
چون دوست دشمنی کرد
دیگر چه می توان گفت
با یار ناجوانمرد
دیگر چه می توان گفت
در شهر خالی از مرد
با خاطری پر از درد
دیگر چه می توان کرد
دیگر چه میتوان گفت
چون دوست دشمنی کرد
دیگر چه می توان گفت
با یار ناجوانمرد
دیگر چه می توان گفت
آهنگ نفس از علیرضا عصار که در قالب آلبوم محتسب منتشر شد.
یه نفس دور از تو بودن واسه من ماهی و سالی
با یه عکس و چنتا نامه پر نمیشه جای خالی
میون بود و نبودت جای خالیتو حساب کن
وقت اومدن تموم ثانیه ها رو جواب کن
یه عالم فرق میونه از جدایی دق آوردن
تا با دستای قشنگت تو خود عاشقی مردن
چشممو به گریه بنداز فکر نکن تو عشق فقیرم
ضرب تو ضربه ساعت زنده میشم و میمیرم
یه نفس دور از تو بودن واسه من ماهی و سالی
با یه عکس و چنتا نامه پر نمیشه جای خالی
میون بود و نبودت جای خالیتو حساب کن
وقت اومدن تموم ثانیه ها رو جواب کن
قلبمو به غصه بشکن، نگاه کن به تیکه پارم
من که غیر از خواستن تو، رو لبم حرفی ندارم
قلبمو به غصه بشکن، نگاه کن به تیکه پارم
من که غیر از خواستن تو، رو لبم حرفی ندارم
یه نفس دور از تو بودن واسه من ماهی و سالی
با یه عکس و چنتا نامه پر نمیشه جای خالی
میون بود و نبودت جای خالیتو حساب کن
وقت اومدن تموم ثانیه ها رو جواب کن
آهنگ به جان تو از علیرضا عصار که در قالب آلبوم محتسب منتشر شد.
دگر باره بشوریدم بدان سانم به جان تو
که راه خانه ی خود را نمیدانم به جان تو
من آن دیوانه ی بندم که دیوان را همی بندم
زبان عشق می دانم سلیمانم به جان تو
چو تو پنهان شوی از من همه تاریکی و کفرم
چو تو پیدا شوی بر من مسلمانم به جان تو
چو آبی خوردم از کوزه خیال تو در او دیدم
وگر یک دم زدم بیتو پشیمانم به جان تو
دگر باره بشوریدم بدان سانم به جان تو
که هر بندی که بر بندی بدرّانم به جان تو
اگر بی تو بر افلاکم چو ابر تیره غمناکم
وگر بی تو به گلزارم به زندانم به جان تو
سماع گوش من نامت سماع هوش من جامت
عمارت کن مرا آخر که ویرانم به جان تو
تو عید جان قربانی و پیشت عاشقان قربان
بکش در مطبخ خویشم که قربانم به جان تو
زندگی یک نفسه زود گذر مثل هوسه
دم رو غنیمت بشمار والا غم و غصه بسه
دم رو غنیمت بشمار
والا غم و غصه بسه
این دو روز عمر که غوغا نداره
روزای نیومده دعوا نداره
دیروز که رفت و گذشت
دل من غصه ی فردا نداره
دیروز که رفت و گذشت
دل من غصه ی فردا نداره
زندگی یک نفسه
زود گذر مثل هوسه
دم رو غنیمت بشمار
والا غم و غصه بسه
دم رو غنیمت بشمار
والا غم و غصه بسه
ساقی جان باده پر کن منو بس
مطرب ناز که دنیاست یه هوس
زندگی زودگذره خوش بگذرون
بگو یارم رو بیاد اونه نفس
زندگی زودگذره خوش بگذرون
بگو یارم رو بیاد اونه نفس
روزا مست و شبا مست
بشو عاشق تا دل هست
روزا مست و شبا مست
بشو عاشق تا دل هست
بگیر یار و بکن میل
مگه زندگی چی هست
بگیر یار و بکن میل
مگه زندگی چی هست
زندگی یک نفسه
زود گذر مثل هوسه
دم رو غنیمت بشمار
والا غم و غصه بسه
دم رو غنیمت بشمار
والا غم و غصه بسه
دم رو غنیمت بشمار
والا غم و غصه بسه
آهنگ تکلیفو روشن کن از علیرضا عصار که در قالب آلبوم محتسب منتشر شد.
بیا تکلیفُ روشن کن
نه اونجوری که مجبوری
بیا تکلیفُ روشن کن
نه اینجوری که مغروری
کسی عاشق تر از من نیست
خودت هم اینو میدونی
بیا تکلیفُ روشن کن
بهم بگو که می مونی
جدایی ممکنه ما رو
یه شب راحت کنه از غم
ولی فردا تو میدونی
که دلتنگیم برای هم
جدایی ممکنه ما رو
یه شب راحت کنه از غم
ولی فردا تو میدونی
که دلتنگیم برای هم
ازت حرفی که می پرسم
جوابم رو نمیگیرم
بگو می مونی یا میری
بگم زنده م یا می میرم
ازت حرفی که می پرسم
جوابم رو نمیگیرم
بگو می مونی یا میری
بگم زنده م یا می میرم
بیا تکلیفُ روشن کن
نه اینجوری که مغروری
کسی عاشق تر از من نیست
خودت هم اینو میدونی
بیا تکلیفُ روشن کن
بهم بگو که می مونی
آهنگ سهم من از علیرضا عصار که در قالب آلبوم محتسب منتشر شد.
میخوام سهم دنیا رو
تویی که سهم دستامی
اگه آرامشی دارم
واسه اینه که همرامی
زمین میلرزه و اینجا
یکی بی ترس خوابیده
تو عشق تو یه چیزی هست
که آرامش به من میده
بذار روشن کنی شب رو
ستاره از تو ماه از من
ازت یه خواهشی دارم
تو هم چیزی بخواه از من
تموم خوبیا با تو
چقد خالی شده دستم
بذار یکبار قبل از تو
بگم که عاشقت هستم
چقد خوبه هوای تو
چه عشقی رو به من دادی
گرفتار تو که هستم
بدم میاد از آزادی
ببین راه فرارم رو
خودم از هر طرف بستم
از این لحظه به بعد هرجا
که تو هستی منم هستم
بدون که عمر عشق من
به کوتاهی ساعت نیست
عزیزم گفتنم تنها
یه حرف از روی عادت نیست
بذار روشن کنی شب رو
ستاره از تو ماه از من
ازت یه خواهشی دارم
تو هم چیزی بخواه از من
تموم خوبیا با تو
چقد خالی شده دستم
بذار یکبار قبل از تو
بگم که عاشقت هستم
آهنگ محتسب از علیرضا عصار که در قالب آلبوم محتسب منتشر شد.
محتسب ، مستی به ره دید و گریبانش گرفت
مست گفت ای دوست ، این پیراهن است افسار نیست
گفت: مستی ، زانسبب افتان و خیزان می روی
گفت: جرم ِ راه رفتن نیست، ره هموار نیست
گفت: می باید تو را تا خانه ی قاضی برم
گفت : رو صبح آی، قاضی نیمه شب بیدار نیست
گفت: نزدیک است والی را سرای ، آنجا شویم
گفت: والی از کجا در خانه ی خمّار نیست
گفت: تا داروغه را گوییم در مسجد بخواب
گفت: مسجد خوابگاه ِ مردم ِ بدکار نیست
گفت : دیناری بده پنهان و خود را وا رهان
گفت: کار شرع، کار ِ درهم و دینار نیست
گفت: از بهر ِ غرامت جامه ات بیرون کنم
گفت: پوسیده است،جز نقشی زپود و تار نیست
گفت: آگه نیستی کز سر در افتادت کلاه
گفت: در سر عقل باید بی کلاهی عار نیست
گفت: می بسیار خوردی ، زان چنین بیخود شدی
گفت: ای بیهوده گو ، حرف ِ کم و بسیار نیست
گفت: باید حد زند هشیار مردم ، مست را
گفت: هشیاری بیار، اینجا کسی هشیار نیست

روز اول تو را دیدم
همان لحظه جانم پسندیدم
همان لحظه جانم پسندیدم
روز اول تو را دیدم
همان لحظه جانم پسندیدم
همان لحظه جانم پسندیدم
نمی دونستم چه می دونستم که اینقده با من دورنگی
نمی دونستم چه می دونستم که اینقده با من دورنگی
نمی دونستم چه می دونستم یه روز با دل می جنگی
یه روز با دل می جنگی
وای چرا با دل می جنگی؟
گفتی میشم من دلدارت
دلم لرزیده جانم از گفتارت
دلم لرزیده جانم از گفتارت
گفتی گشتم به تو عاشق
همیشه می مونم در کنارت
همیشه می مونم در کنارت
گفتی گشتم به تو عاشق
همیشه می مونم در کنارت
همیشه می مونم در کنارت
نمی دونستم چه می دونستم که اینقده با من دورنگی
نمی دونستم چه می دونستم که اینقده با من دورنگی
نمی دونستم چه می دونستم یه روز با دل می جنگی
یه روز با دل می جنگی
وای چرا با دل می جنگی؟
آهنگ کوی عشق از علیرضا عصار که در قالب آلبوم کوچ عاشقانه منتشر شد.
رو سر بنه به بالین تنها مرا رها کن
ترک من خراب شبگرد مبتلا کن
ماییم و موج سودا شب تا به روز تنها
خواهی بیا ببخشا خواهی برو جفا کن
خیره کشی است ما را دارد دلی چو خارا
بکشد کسش نگو ید تدبیر خونبها کن
بر شاه خوبرویان واجب وفا نباشد
ای زرد روی عاشق تو صبر کن وفا کن
دردی است غیر مردن کان را دوا نباشد
پس من چگونه گو یم کاین درد را دوا کن
در خواب دوش پیری در کوی عشق دیدم
با دست اشارتم کرد که عزم سوی ما کن