آهنگ بیکلام سادگی از علیرضا عصار
آهنگ بیکلام سادگی از علیرضا عصار که در قالب آلبوم عشق الهی منتشر شد.
(این آهنگ بیکلام است)
آهنگ بیکلام سادگی از علیرضا عصار که در قالب آلبوم عشق الهی منتشر شد.
(این آهنگ بیکلام است)
آهنگ خیابان خوابها از علیرضا عصار که در قالب آلبوم عشق الهی منتشر شد.
باز بوی باورم خاکستریست
صفحه های دفترم خاکستریست
پیش از اینها حال دیگر داشتم
هر چه می گفتند باور داشتم
پیرها زهر هلاهل خورده اند
عشق ورزان مهر باطل خورده اند
باز هم بحث عقیل و مرتضی ست
آهن تفدیده مولا کجاست
نه فقط حرفی از آهن مانده است
شمع بیت المال روشن مانده است
نه فقط حرفی از آهن مانده است
شمع بیت المال روشن مانده است
دست ها را باز در شبهای سرد
ها کنید ای کودکان دوره گرد
مژدگانی ای خیابان خوابها
می رسد ته مانده بشقابها
در صفوف ایستاده بر نماز
ابن ملجم ها فراوانند باز
سر به لاک خویش بردید ای دریغ
نان به نرخ روز خوردید ای دریغ
گیر خواهد کرد روزی روزیت
در گلوی مال مردم خوارها
من به در گفتم و لیکن بشنوند
نکته ها را مو به مو دیواره
با خودم گفتم تو عاشق نیستی
آگه از سر شقایق نیستی
غرق در دریا شدن کار تو نیست
شیعه مولا شدن کار تو نیست
نه فقط حرفی از آهن مانده است
شمع بیت المال روشن مانده است
نه فقط حرفی از آهن مانده است
شمع بیت المال روشن مانده است
دست ها را باز در شبهای سرد
ها کنید ای کودکان دوره گرد
مژدگانی ای خیابان خوابها
می رسد ته مانده بشقابها
در صفوف ایستاده بر نماز
ابن ملجم ها فراوانند باز
سر به لاک خویش بردید ای دریغ
نان به نرخ روز خوردید ای دریغ
گیر خواهد کرد روزی روزیت
در گلوی مال مردم خوارها
من به در گفتم و لیکن بشنوند
نکته ها را مو به مو دیواره
آهنگ میترسم از علیرضا عصار که در قالب آلبوم عشق الهی منتشر شد.
من از رگبار هذیان در تب پاییز میترسم
از این اسطوره های از تهی لبریز
میترسم
به شب تندیس هایی دیدم از تاریخ شمع آجین
به صبح از خواب گرد روح وهم انگیز
میترسم
برایم آنقدر از گزمه های شهر شب گفتند
کزین همسایگان از سایه خود نیز
میترسم
حقیقت واژه ی تلخی است در قاموس نا پاکان
من از نقش حقیقت های حلق آویز
میترسم
نمیترسند
از ما و من
این تاراج گر مردم
به تاراج آمدند
این نا کسان
برخیز
میترسم
آهنگ آیه های عاشقانه از علیرضا عصار که در قالب آلبوم عشق الهی منتشر شد.
کس نمیداند ز من جز اندکی
وز هزاران جرم و بدفعلی یکی
من همی آن دانم و ستار من
جرم ها و زشتی کردار من
هر چه کردم جمله ناکرده گرفت
طاعت ناورده آورده گرفت
نام من در نامه ی پاکان نوشت
دوزخی بودم ببخشیدم بهشت
عفو کرد آن جملگی جرم و گناه
شد سفیدم نامه و روی سیاه
آه کردم چون رسن شد آه من
گشت آویزان اندر چاه من
آن رسن بگرفتم و بیرون شدم
شاد و زفت و فربه و گلگونشدم
در بن چاهی همی بودم نگون
در دو عالم نمیگنجم کنون
آفرین ها بر تو بادا ای خدا
ناگهان کردی مرا از غم جدا
اگر سر هر موی من گردد زبان
شکر های تو نیاید در بیان
تو در جان منی من غم ندارم
تو ایمان منی من کم ندارم
اگر درمان تویی دردم فزون باد
اگر عشقی تو سهم من جنون باد
تویی تنها تویی تو علت من تو
تو بخشاینده بی منت من
صدایم کن صدای تو ترانه است
کلامت آیه هایی عاشقانه است
تو را من سجده سجده میپرستم
که سر بر خاک بر زانو نشستم
آهنگ خیال نکن از علیرضا عصار که در قالب آلبوم عشق الهی منتشر شد.
خیال نکن نباشی بدون تو میمیرم
گفته بودم عاشقم خوب حرفمو پس میگیرم
خیال نکن نمونی کارم دیگه تمومه
لیلی فقط تو قصه است جنون دیگه کدومه
کی میگه تو نباشی ستاره بی فروغه
بذار همه بدونن که عاشقی دروغه
تو برده ای میخواستی که حرفتو بخونه
برای تو بسوزه به پای تو بمونه
عروسکی میخواستی رو طاقچتون بکاریش
وقتی بازی تموم شد کنج اتاق بذاریش
دیگه برای موندن اتاق تو شلوغه
عروسکا بدونین که عاشقی دروغه
خیال نکن نباشی بدون تو میمیرم
گفته بودم عاشقم خوب حرفمو پس میگیرم
خیال نکن نباشی بدون تو میمیرم
گفته بودم عاشقم خوب حرفمو پس میگیرم
خیال نکن نمونی کارم دیگه تمومه
لیلی فقط تو قصه است جنون دیگه کدومه
کی میگه تو نباشی ستاره بی فروغه
بذار همه بدونن که عاشقی دروغه
تو برده ای میخواستی که حرفتو بخونه
برای تو بسوزه به پای تو بمونه
عروسکی میخواستی رو طاقچتون بکاریش
وقتی بازی تموم شد کنج اتاق بذاریش
دیگه برای موندن اتاق تو شلوغه
عروسکا بدونین که عاشقی دروغه
خیال نکن نباشی بدون تو میمیرم
گفته بودم عاشقم…
آهنگ بیکلام خیابان خوابها از علیرضا عصار که در قالب آلبوم عشق الهی منتشر شد.

(این آهنگ بیکلام است)
آهنگ مسلمانان از علیرضا عصار که در قالب آلبوم عشق الهی منتشر شد.
برون شو ای غم از سینه که لطف یار می آید
تو هم ای دل ز من گم شو که آن دلدار می آید
نگویم یار را شادی که از شادی گذشتست او
مرا از فرط عشق او ز شادی عار می آید
مسلمانان ، مسلمانان ، مسلمانی ز سر گیرید
که کفر از شرم یار من مسلمان وار می آید
چه نور است این چه تابست این چه ماه و آفتاب است این
مگر آن یار خلوت جو ز کوه و غار می آید
در و دیوار این سینه همی دَرَّد ز انبوهی
علمهاتان نگون گردد که آن بسیار می آید
غلط گفتم ، غلط گفتم که این اوراق شعر من
ز شرم آن پریچهره به استغفار می آید
آهنگ سادگی از علیرضا عصار که در قالب آلبوم عشق الهی منتشر شد.
سادگیمو ساده نگیر
زلالیمو طعنه نزن
نیمه مرداد نگام
داغیشو حس کن گل من
سادگیمو ساده نگیر
زلالیمو طعنه نزن
نیمه مرداد نگام
داغیشو حس کن گل من
لحن تو مهربون کن و
شک رو بگیر از تو صدات
این همه صادق گونم و
با من بمیر دل به فدات
نمیشه گفت
تقصیر توست
من رو نمیشه باورت
که می گریزی هر نفس
از این من دربه درت
که می گریزی هر نفس
از این من دربه درت
نمیشه گفت
تقصیر توست
من رو نمیشه باورت
که می گریزی هر نفس
از این من دربه درت
هر کی رو تا گفتی نفس
پنجش رو زد تو نفست
به هرکی تا گفتی کلید
قفس زدش تو قفست
اما قسم به تو که من
همه همینم و همین
دل رو به دریا بزن و
بزار بشیم قصه ترین
آهنگ دیوونگی از علیرضا عصار که در قالب آلبوم عشق الهی منتشر شد.
کیه که آخر دیوونگیه
واسه چشات
کیه جز من که می میره
واسه لحن خنده هات
کی برات قصه میگه شبا که خوابت نمیره
کیه پا به پات میآد وقتی که بارون میگیره
کیه وقتی تشنته
تو ابرا بلوا می کنه
اگه یه جرعه بخوای کویرو دریا می کنه
یه شب موی تورو به صد تا مهتاب نمی ده
خودش میسوزه
ولی تن به سایه و آب نمی ده
اون منم که عاشقونه شعر چشماتو می گفتم
هنوزم خیس میشه چشمام
وقتی یاد تو می افتم
هنوزم می آی تو خوابم ؛ تو شبای پر ستاره
هنوزم میگم خدایا
کاشکی برگرده دوباره
آهنگ عشق الهی از علیرضا عصار که در قالب آلبوم عشق الهی منتشر شد.
نان پاره ز من بستان
جان پاره نخواهد شد
وان را که منم مأوا
آواره نخواهد شد
وان را که منم خرقه
عریان نشود هرگز
وان را که منم چاره
بیچاره نخواهد شد
میچرخم و میرقصم و
مینوشم از این جام
بیخود شده از خویشم و
از گردش ایام
این عشق الهی است
حق لایتناهیست
این عشق الهی است
این شور خداییست
آنکس که رخش بیند
پاداش نخواهد هیچ
بی او به بهشت اندر
یک لحظه بپاید بیش
این عشق الهی است
حق لایتناهیست
این عشق الهی است
این شور خداییست
از خویش برستم من
بر سجده نشستم من
خویشم همه غیر آمد
از غیر گسستم من
بتخانه زدم آتش
آتشکده را خاموش
لات و هول و عزی از پایه شکستم من
لات و هول و عظا از پایه شکستم من
میچرخم و میرقصم و
مینوشم از این جام
بیخود شده از خویشم و
از گردش ایام
این عشق الهی است
حق لایتناهیست
این عشق الهی است
این شور خداییست
ای وطن ای مادر تاریخ ساز
ای مرا بر خاک تو روی نیاز
ای کویر تو بهشت جان من
عشق جاویدان من ایران من
ای ز تو هستی گرفته ریشه ام
نیست جز اندیشه ات اندیشه ام
آرشی داری به تیر انداختن
دست بهرامی به شیر انداختن
کاوه آهنگری ضحاک کش
پتک دشمن افکنی ناپاک کش
رخشی و رستم بر او پا در رکاب
تا نبیند دشمنت هرگز به خواب
مرزداران دلیرت جان به کف
سرفرازن سپاهت صف به صف
خون به دل کردند دشت ونهر را
بازگرداندند خرمشهر را
ای وطن ای مادر ایران من
مادر اجداد و فرزندان من
خانه من بانه من توس من
هر وجب از خاک تو ناموس من
ای دریغ از تو که ویران بینمت
بیشه را خالی ز شیران بینمت
خاک تو گر نیست جان من مباد
زنده در این بوم و بر یک تن مباد
وطن یعنی همه آب و همه خاک
وطن یعنی همه عشق و همه پاک
به گاه شیر خواری گاهواره
به دور درد پیری عین چاره
وطن یعنی پدر مادر نیاکان
به خون و خاک بستن عهد و پیمان
وطن یعنی هویت اصل ریشه
سر آغاز و سر انجام و همیشه
ستیغ و صخره و دریا و هامون
ارس زاینده رود اروند کارون
وطن یعنی سرای ترک تا پارس
وطن یعنی خلیج تا ابد فارس
وطن یعنی دو دست از جان کشیدن
به تنگستان و دشتستان رسیدن
زمین شستن ز استبداد و از کین
به خون گرم در گرمابه فین
وطن یعنی اذان عشق گفتن
وطن یعنی غبار از عشق رفتن
وطن یعنی هدف یعنی شهامت
وطن یعنی شرف یعنی شهادت
وطن یعنی گذشته حال فردا
تمام سهم یک ملت ز دنیا
وطن یعنی چه آباد و چه ویران
وطن یعنی همین جا یعنی ایران
وطن یعنی رهایی ز آتش و خون
خروش کاوه و خشم فریدون
وطن یعنی زبان حال سیمرغ
حدیث جان زال و بال سیمرغ
سپاه جان به خوزستان کشیدن
شهادت را به جان ارزان خریدن
نماز خون به خونین شهر خواندن
مهاجم را ز خرمشهر راندن
وطن یعنی اذان عشق گفتن
وطن یعنی غبار از عشق رفتن
وطن یعنی هدف یعنی شهامت
وطن یعنی شرف یعنی شهادت
وطن یعنی گذشته حال فردا
تمام سهم یک ملت ز دنیا
وطن یعنی چه آباد و چه ویران
وطن یعنی همین جا یعنی ایران
عید اومد امید اومد
اما چنارایی که سوختن
لحظه هاشونو فروختن
کاری واسه عید نکردن برا عید هیچی ندوختن
خوش به حال باغ آلبالو و گیلاس
که مثه لپ هلو سرخ و سفیدن
نه شکسته مثه تاکن
نه گسسته مثه بیدن
سبز سبزن مثه آشتی
سرخ سرخن مثه عیدن
غرق شادی و امیدن
وضع باغ اینجوریه
یه روزی رستاخیز برگه
یه روزم خزونه و باد وزون
کولاک پائیز و تگرگه
برا باد فرقی نداره
که کی داره کی نداره
اگه اون روز مثه خورشید حتی کوه زر بشی زاری و زردی
زردی دستاویز مرگه!
سبزی رستاخیز برگه
زنده های سبز باغ سرخ و سفیدن
تو کبودی
مثه کرک غنچه زردی مثه خار گل حسودی
میشه بعد این نباشی
تو که پیش از این نبودی
عید اومد امید اومد بپا اسیر غم نباشی
مثه یک چناره سوخته صدای رفتن نباشی
نومید مشو جانا کاومید پدید آمد
اومید همه جانها از غیب رسید آمد
نومید مشو گر چه مریم بشد از دستت
کان نور که عیسی را بر چرخ کشید آمد
نومید مشو ای جان در ظلمت این زندان
کان شاه که یوسف را از حبس خرید آمد
ای شب به سحر برده در یارب و یارب تو
آن یارب و یارب را رحمت بشنید آمد
امروز سلیمانم کانگشتریم دادی وان تاج ملوکانه بر فرق سرم آمد
از حد چو بشد دردم در عشق سفر کردم
یا رب چه سعادتها که زین سفرم آمد
بیتی دو بماند اما بردند مرا جانا
جایی که جهان آن جا بس مختصرم آمد
زان یار دلنوازم شکریست با شکایت
گر نکته دان عشقی بشنو تو این حکایت
بی مزد بود و منت هر خدمتی که کردم
یارب مباد کس را مختوم بی عنایت
در زلف چون کمندش ای دل مپیچ کانجا
سرها بریده بینی بی جرم و بی جنایت
چشمت به غمزه ما را خون خورد و می پسندی
جانا روا نباشد خونریز را حمایت
از هر طرف که رفتم جز وحشتم نیفزود
زنهار از این بیابان وین راه بی نهایت
در این شب سیاهم گم گشت راه مقصود
از گوشه ای برون آی ای کوکب هدایت
عشقت رسد به فریاد، گر خود به سان حافظ
قرآن ز بر بخوانی، در چهارده روایت
نه امانی نه امیدی نه به شب نور سفیدی
نه سروری نه سرودی قصه بود هر چی شنیدی
با تو هستم …
ای ستاره پشت ابر پاره پاره
داری باز قصه می بافی قصه هات پایون نداره
نه سکوتی نه صدایی نه رهی نه ردپایی
توی این هوای دلگیر من اسیرم تو رهایی
با تو ای ستاره پاکمبی تو من اسیر خاکم
توی این کویر غربت تشنه موندم و هلاکم