دانلود آهنگ هر روز پاییـزه هر هفته پـاییـزه
دانلود آهنگ هر روز پاییـزه هر هفته پـاییـزه
آهنگ های خوب را در پرشین فا گوش کنید
دانلود آهنگ هر روز پاییـزه هر هفته پـاییـزه
Download new Music Name is har rooz paeize har in persianfa

آهنگ جدید الان لازمه واقعا برام باشی کنارم از مرتضی اشرفی
آهنگ جدید بارون میزد هوا اون شب و یادت از مرتضی اشرفی
آهنگ جدید میگفتم میکنم واست هر کاری پا بده از مرتضی اشرفی
آهنگ جدید من از این خیابونا من از این شهر و نگاه آدماش بد خستم از حمید عسکری
آهنگ جدید وقت دلتنگی رسیدی تو دست رد به شب زدی از ایوان بند
آهنگ جدید نوازشم کن نوازشای دست تو تسکین دردای منه از حمید عسکری
آهنگ های خوب را در پرشین فا گوش کنید
دانلود آهنگ هر روز پاییـزه هر هفته پـاییـزه
Download new Music Name is har rooz paeize har in persianfa

از رود جاری تر ، از کوه محکمتر
از سختی فولاد، حتی مصمم تر
ما زندگیمونو با عشق میسازیم
نه کم میاریم و نه رنگ می بازیم
دیروز رو باید دید، فردا رو باید ساخت
من یاد میگیرم، دنیا رو باید ساخت
از خواب پا میشم، خورشید می تابه
بیدار میمونم، دنیا اگه خوابه
کی گفته این دنیا جای منازعه نیست
بجنگ و تجربه کن، شکست فاجعه نیست
من با زخم زبونات رفیقم
مرهم بزار ،با حرفات ، رو زخم عمیقم
با توام که داری به گریه م می خندی
کاش میشد بیایی و به من دل ببندی
تنها بودن یه کابوس شومه عزیزم
کار دل نباشی تمومه عزیزم
تو تو چشمات تو حرفات چی داری
که داری جوونیمو یادم میاری
وقتی نیستم کی سر رو زانوت بذاره
این تنهایی نگو که تمومی نداره
نفس تو سینه ی مهراب حبسه هوا بغضش گرفته ابر خستست
کی از دنیا دلش انقدر خونه که حتی صبرشم از صبر خستست
کدوم خورشید از اینجا گذشته
که رنگ از روی هر کوهی پریده
کی بازم دردش رو با چاه گفته
کی انقدر بار تنهایی کشیده
با این که سوگوار و بی قراری محاله پیش غم از پا بیفتی
دلت می لرزه چون هر لحظه باید به یاد غربت زهرا بی افتی
با این که سوگوار و بی قراری محاله پیش غم از پا بیفتی
دلت می لرزه چون هر لحظه باید به یاد غربت زهرا بی افتی
حبیب عاشقا و درد مندان شنیدم هیچ دردی بی دوا نیست
تو هم درمونی هم درد ای مرد کسی با درد تنها آشنا نیست
شکم سیرا ادا دنیا پرستا به حق زیر تیغ ذولفقارن
به شوق دیدنت اما هنوزم یتیما شب به شب چشم انتظارن
با این که سوگوار و بی قراری محاله پیش غم از پا بیفتی
دلت می لرزه چون هر لحظه باید به یاد غربت زهرا بی افتی
با این که سوگوار و بی قراری محاله پیش غم از پا بیفتی
دلت می لرزه چون هر لحظه باید به یاد غربت زهرا بی افتی
برو ای یار که ترک تو ستمگر کردم
حیف از آن عمر که در پای تو من سرکردم
عهد و پیمان تو با ما و وفا با دگران
ساده دل من که قسم های تو باور کردم
به خدا کافر اگر بود به رحم آمده بود
زآن همه ناله که من پیش تو کافر کردم
تو شدی همسر اغیار و من از یار و دیار
گشتم آواره و ترک سر و همسر کردم
از تو بگذشتم و بگذاشتمت با دگران
رفتم از کوی تو لیکن عقب سرنگران
ما گذشتیم و گذشت آنچه تو با ما کردی
تو بمان و دگران وای به حال دگران
برو ای یار که ترک تو ستمگر کردم
حیف از آن عمر که در پای تو من سرکردم
عهد و پیمان تو با ما و وفا با دگران
ساده دل من که قسم های تو باور کردم
به خدا کافر اگر بود به رحم آمده بود
زآن همه ناله که من پیش تو کافر کردم
در غمت داغ پدر دیدم و چون در یتیم
اشک ریزان هوس دامن مادر کردم
از تو بگذشتم و بگذاشتمت با دگران
رفتم از کوی تو لیکن عقب سرنگران
ما گذشتیم و گذشت آنچه تو با ما کردی
تو بمان و دگران وای به حال دگران
من از تو دل نمی بُرم اگر چه از تو دلخورم
اگر چه گفته ای تورو به خاطرات بسپرم
هنوز هم خیال کن کنار تو نشسته ام
منی که در جوانی ام به خاطرت شکسته ام
تو در سراب آینه شبانه خنده می کنی
من شکست داده را خودت برنده می کنی
نیامدی و سالها نظر به جاده دوختم
بیا ببین که بی تو من چه عاشقانه سوختم
رفیق روزهای خوب رفیق خوب روزها
همیشه ماندگار من همیشه در هنوز ها
صدا بزن مرا شبی به غربتی که ساختی
به لحظه ای که عشق را بدون من شناختی
من از تو دل نمی بُرم اگر چه از تو دلخورم
اگر چه گفته ای تورو به خاطرات بسپرم
هنوز هم خیال کن کنار تو نشسته ام
منی که در جوانی ام به خاطرت شکسته ام
تو در سراب آینه شبانه خنده می کنی
من شکست داده را خودت برنده می کنی
نیامدی و سالها نظر به جاده دوختم
بیا ببین که بی تو من چه عاشقانه سوختم
رفیق روزهای خوب رفیق خوب روزها
همیشه ماندگار من همیشه در هنوز ها
صدا بزن مرا شبی به غربتی که ساختی
به لحظه ای که عشق را بدون من شناختی
پدرم اینجا و مادرم اینجا و وطنم ایرانه
آخه من کجا برم همه جا جز اینجا واسه من زندانه
عشق من اینجا و پسرم اینجا و اهل کردستانه
مرده و زنده من تشنه لب دنبال خاک خوزستانه
آخه من کجا برم رمضوناش رنگ ربنای مست شجریان باشه
یا موذن زاده اذان افطارش جادوی خلوتی شهر تهران باشه
بچه ی غمگین شط خرمشهرم که تموم دنیاش قد آبادانه
دل تنگم خونه دل خونم مسته سرخی خورشید غروب هرمزگانه
من غریبم همه جا مثل ابر پاییز همه جا میبارم
اما تو خاک خودم موندن و مردنمو بیشتر دوست دارم
آخه من کجا برم رمضوناش رنگ ربنای مست شجریان باشه
یا موذن زاده اذان افطارش جادوی خلوتی شهر تهران باشه
چاوشی خون تو و مردم تنهاتم تکیه کن به قلب تا ابد همراتم
چاوشی خون تو و مردم تنهاتم تکیه کن به قلب تا ابد همراتم
با عاشقای بیمزارت گریه کردم، با مادرای بیقرارت گریه کردم
داغ برادر دیدمو آتیش گرفتم، با لالههای داغدارت گریه کردم
زخم تحمل روی دوشت خونه کرده، پیشونیه درد آشنایی داری ای خاک
هیشکی نمیتونه تو رو از من بگیره، تا جون به تن دارم، فدایی داری ای خاک
نفرین به جنگ، نفرین به ظلم، دنیا که دنیا نیست زندونه
سلام به صلح، سلام به عشق، بی عشق از دنیا چی میمونه
تهدید و زور و جنگ و از دنیا بگیرید، من پرچم صُلحم منو بالا بگیرید
من ماهی آزادم این رود رو نبندید، حیفه اگه فانوس رو از دریا بگیرید
دنیا پر از تزویر و نیرنگ برادر، دنیا پر از رنگه پر از ننگه برادر
از دیدن حقی که ناحق میشهامّا، من بیشتر توی خودم جنگ برادر
نفرین به جنگ، نفرین به ظلم، دنیا که دنیا نیست زندونه
سلام به صلح، سلام به عشق، بی عشق از دنیا چی میمونه
چی بگم از کجا بگم دردمو با کیا بگم
بهتره که دم نزنم حرفی از عشقم نزنم
از عشقی که گم شد و رفت
عاشق مردمشد و رفت
عشقی که بی فروغ نبود برای من دروغ نبود
بغض نشسته تو گلوم وقتی نشستی روبروم
من از خودم چرا بگم باید از اون چشا بگم
خیره تو چشم مست تو دست می دم به دست تو
دل از زمونه می کنم حرف دلم رو می زنم
چه حالتی داره چشات نرگس بیماره چشات
چشم تو خوابم می کنه مست و خرابم می کنه
وقتی نشستی رو به من از عاشقی بگو به من
بزار چشات دل ببره اینطوری باشه بهتره
چشات اگه پس نزنن چشمای سر سپردمو
می شه فراموش کنم خاطره های مردمو
چی بگم از کجا بگم دردمو با کیا بگم
بهتره که دم نزنم حرفی از عشقم نزنم
از عشقی که گم شد و رفت
عاشق مردمشد و رفت
عشقی که بی فروغ نبود برای من دروغ نبود
بغض نشسته تو گلوم وقتی نشستی روبروم
من از خودم چرا بگم باید از اون چشا بگم
خیره تو چشم مست تو دست می دم به دست تو
دل از زمونه می کنم حرف دلم رو می زنم
چه حالتی داره چشات،نرگس بیماره چشات
چشم تو خوابم می کنه مست و خرابم می کنه
چه حالتی داره چشات نرگس بیماره چشات
چشم تو خوابم می کنه مست و خرابم می کنه
چه حالتی داره چشات نرگس بیماره چشات
چشم تو خوابم می کنه مست و خرابم می کنه
چه حالتی داره چشات نرگس بیماره چشات
چشم تو خوابم می کنه مست و خرابم می کنه
از خواب پاشدم امروز
چشمای بستتو دیدم
ماهی سیاه کوچولو
تنگ شکستهتو دیدمدیدم همین که میخونم
تاریخ تشنگی هاتو
دریاچه های خشکیده
خون گریه می کنن با تواخبار داغو می خونم
هرچند خوب می دونم
داغی که رو ارس مونده
این کوه سختو لرزوندهنه شعر آذری گفتم
نه خون آذری دارم
نسبت به مردمت اما
حس برادری دارم
رنجور آذربایجان
معصوم آذربایجان
مغرور آذربایجان
مغموم آدربایجان
آروم می گرفتم با
افسانه های شیرینت
آهسته گریه می کردم
با شهریار غمگینت
دل ابر بود و بارون شد
سرما زد و زمستون شد
آبادیا بیابون شد
هر چی که بود ویرون شد
حاضرم به خاطر غرور تو به نبرد همه دنیا برم
من زمین خوردم تمام عمرمو تا همین یه پله رو بالا برم
من زمین خوردم تو بالاتر بری
تا همه دنیا تورو صدا کنن
اگه بالا رفتم از این پله ها
واسه این بوده تورو نگاه کنم
از یه سینه ستبر و خالیو زور بازو پهلوون نمیشه ساخت
از خودت کم کن به عشق مردمت
رو ترازو پهلوون نمیشه ساخت
میون این پهلوونا هیچکسی با یه برد احساس خوشبختی نکرد
واسه آبروی مردمت بجنگ این مدالا تختی و تختی نکرد…
گاهی اون کسی زمینت میزنه که خودت فک میکنی تو مشتته
وقتی اون گنده ترا رو میبیری شک نکن که قلب مردم پشتته
از یه سینه ستبر و خالیو زور بازو پهلوون نمیشه ساخت
از خودت کم کن به عشق مردمت
رو ترازو پهلوون نمیشه ساخت
از یه سینه ستبر و خالیو زور بازو پهلوون نمیشه ساخت
از خودت کم کن به عشق مردمت
رو ترازو پهلوون نمیشه ساخت
توی ماشین توی مترو تو اتاقم تو خیالم
توی جاده تو خیابون سرکارم پشت فرمون
به تو فکر میکنم و به تو فکر میکنم
به تو فکر میکنم و به تو فکر میکنم
وقتی چشمات باز بازن یاکه چشمات خواب خوابن
وقتی گرمه وقتی سرده وقتی دنیام پر درده
وقتی قلبم زیر پاته یا که بارون تو چشاته
وقتی تلخی وقتی زهری وقتی با من میگی قهری
به تو فکر میکنم و به تو فکر میکنم
به تو فکر میکنم وبه تو فکر میکنم
خود اخمی بعضی وقتام خودزخمی
من ببازم یا نبازم هرچی شد دوباره بازم
به تو فکر میکنم و به تو فکر میکنم
به تو فکر میکنم وبه تو فکر میکنم
صدای پا نبود صدای تق تق شکستن تو بود
غروب خسته بود که من سرم هنوز رو دامن تو بود
صدای پای تو که توی راه راه زبونه میکشید
تمام روحمو برای دیدنت به خونه میکشید
به مادرم بگین قفس شکسته و پرنده پر زده
به مادرم بگین بهار اومده جوونه سر زده
یه درد مطمئن مفاصل منو کلافه کرده
تمام وزنشو به شونه های من اضافه کرده
غروب رفته بود غروب ِ توی مه غروب ِ تو غبار
غروب بیقرار غروب رو سیاه غروب بی پناه
به مادرم بگین هنوز خنده هاش رو سر جهازشن
به مادرم بگین هنوز گریه هاش تو جا نمازشن
به مادرم بگین هنوز خنده هاش رو سر جهازشن
به مادرم بگین هنوز گریه هاش تو جا نمازشن
تو کجا می گردی قلب من این وطن است
خاک مادرزادی خانه اجدادی
این وطن ارثیه پشت در پشت من است
هیچ ابرقدرتکی مرد تسخیرش نیست
زن اگر تهمینه مرد اگر تهمتن است
گریه ها کرده وطن تاب آورده وطن
ماه پر درد وطن مادری شیرزن است
قلب من خانه من خانه زخم به تن
خسته ام از جایی که گرفتار تن است
من به مرگ آگاهم مرگ را می خواهم
هم وطن هاراهم ،دشمن آتش زدن است
نه هوای تازه و نه لباس نو میخوام
هفت سین من تویی من فقط تورو میخوام
دلم امشب از خدا جز تو هیچی نمیخواد
کاش یکی ما دوتا رو با هم آشتی میداد
شب عیدی آسمون وقتی که میباره
بیشتر از شبای پیش عطر قرآن داره
ببین امشب قلبم مثل آینه روشنه
آینه ی زلال من دیدنت عید منه
سال نو یعنی تو وقتی از در تو میای
نذر کردم امشب سفره چیدم که بیای
شب عیدی آسمون وقتی که می باره
بیشتر از شبای پیش عطر قرآن داره
ببین امشب قلبم مث آینه روشنه
آینه ی زلال من، دیدنت عید منه!
شادی از تقویمم بی تو رفت و برنگشت
انتظارت منو کشت توی سالی که گذشت