دانلود آهنگ همینجوری نمیمونه از معین
دانلود آهنگ قدیمی همینجوری نمیمونه از معین
دانلود آهنگ قدیمی همینجوری نمیمونه معین
آهنگ های خوب را در پرشین فا گوش کنید
Download new Music by Moein is Haminjoori Nemimoone in persianfa
دانلود آهنگ قدیمی همینجوری نمیمونه معین
آهنگ های خوب را در پرشین فا گوش کنید
Download new Music by Moein is Haminjoori Nemimoone in persianfa
دانلود آهنگ قدیمی الهه ناز معین
آهنگ های خوب را در پرشین فا گوش کنید
Download new Music by Moein is Elahe Naz in persianfa
سلام به همه کاربران عزیز سایت پرشین فا . این بار با یکی از بهترین آهنگ های معین ، خواننده پرطرفدار و خوش صدای کشورمان در خدمت شما هستیم. آهنگ سفر از معین یکی از پرطرفدار ترین و شنیده شده ترین آهنگ های این خواننده بزرگ است که سایت دانلود آهنگ پرشین فا آن را برای شما عزیزان آماده کرده است. امیدواریم که از این آهنگ شنیدنی لذت ببرید!
سفر کردم که از عشقت جدا شم
دل میخواست بگم، عاشق نباشم
ولی عشق تو در من، مونده ای وای
دل دیونمو سوزنده، ای وای
هنوزم عاشقم، هنوزم عاشقم
دنیای دردم، مثل پروانه ها دورت میگردم
❤❤❤❤❤❤
سفر کردم که از یادم بری دیدم نمیشه
آخه عشق یه عاشق با ندیدن کم نمیشه
غم دور از تو موندن، یه بی بال و پرم کرد
نرفت از یاد من عشق، سفر عاشق ترم کرد
هنوز پیش مرگتم من، بمیرم تا نبینم
❤❤❤❤❤❤
خوشم با خاطراتم، اینو از من نگیر
دلم از ابر و بارون، بجز اسم تو نشنید
تو مهتاب شبونه، فقط چشمام تو رو دید
نشو با من غریبه، مثل نامهربونا
❤❤❤❤❤❤
بلاگردونه چشمات، زمین و آسمونا
میخوام، بگردم، اما میترسم
بگی حرفی نداری
بگی عشقی نمونده، میترسم
بری تنهام بزاری
هنوز پیش مرگتم من
❤❤❤❤❤❤
بمیرم تا نمیری
خوشم با خاطراتم، اینو از من نگیری
تو رو دیدم تو بارون، دل دریا تو بودی
تو موج سبزه، سبزه، تن صحرا تو بودی
مگه میشه ندیدت، تو مهتاب شبونه
مگه میشه نخوندت، تو شعر عشقونه
❤❤❤❤❤❤
میخوام، برگدم اما میترسم، میترسم
بگی حرفی نداری
بگی عشقی نمونده، میترسم
بری تنهام بزاری
هنوز پیش مرگتم من
بمیرم تا نمیری
خوشم با خاطراتم، اینو از من نگیری
همچنین می توانید گلچین اهنگ معین را از لینک زیر دانلود نمایید:
طناز من ای ناز من ای ناز
ناز من ای ناز
باز از تو میگم تو شعر و آواز
تو شعر و آواز
باز با هم میخندیم باز با هم میرقصیم
اما نه به این ساز
اما نه به این ساز
باز از تو می گم تو شعر و آواز
این زندگی این جور نمیمونه
عشق من ازم دور نمیمونه
صاحب داره دنیا همه کاراش
این جوری که ناجور نمیمونه
این جوری که ناجور نمیمونه
دنیام که به تاریکی شبهاست
تو چشمای من اشک یه دریاست
آخ اونچه منو زنده میذاره
عشق تو عزیز و عشق فرداست
گفتم که خدا عزیزترینه
نازش بکشیم که نازنینه
باز رد میشه ابر پاره پاره
مهتاب میاد و ماه و ستاره
مهتاب میاد و ماه و ستاره
طناز من ای ناز من ای ناز
ناز من ای ناز
تو شعر و آواز
باز با هم می خندیم باز با هم می رقصیم
اما نه به این ساز.. اما نه به این ساز
برای دیدن تو بیقرارم تا بیام از سفر
بیام و حلقه بر در بزنم که اومدم بی خبر
میام تا سر بذارم روی سینت تا که باور کنی
نفس گیره برام بی تو دیگه زندگی بی ثمر
الهی من فدات فدای اون چشات
میخوام اینو بدونی که میمرم برات
حالا یارم بیا دلدارم بیا
حالا دل به تو دادم تو رو دارم بیا
میام تا عطر موهات باز دوباره به تنم جون بده
میام تا گرمی بوسه تو به رگم خون بده
بکش دست محبت بر سر من خستگیمو بگیر
بذار عمری بمونم توی دست مهربونت اسیر
میخوام اینو بدونی که میمرم برات
حالا یارم بیا دلدارم بیا
حالا دل به تو دادم تو رو دارم بیا
سرت رو تکیه گاهم کن محبت را فراهم کن
تو اون چشمون عاشق را بیا فانوس راهم کن
کنار تو اگه باشم حباب قله قافم
تو شیرینم بخواه از من که قلب کوهو بشکافم
الهی من فدات فدای اون چشات
میخوام اینو بدونی که میمرم برات
حالا یارم بیا دلدارم بیا
بیا دل به تو دا دلو دادم بیا
بیام و حلقه بر در بزنم که اومدم بی خبر
میام تا سر بذارم روی سینت تا که باور کنی
نفس گیره برام بی تو دیگه زندگی بی ثمر
الهی من فدات فدای اون چشات
میخوام اینو بدونی که میمرم برات
حالا یارم بیا دلدارم بیا
بیا دل به تو دا دلو دادم بیا
میام تا عطر موهات باز دوباره به تنم جون بده
میام تا گرمی بوسه تو به رگم خون بده
بکش دست محبت بر سر من خستگیمو بگیر
بذار عمری بمونم توی دست مهربونت اسیر
الهی من فدات فدای اون چشات
میخوام اینو بدونی که میمرم برات
حالا یارم بیا دلدارم بیا
بیا دل به تو تا دلو دادم بیا
تنها ترین مردم به دوشم کوله باره غم
از غم ها لبریزم
کوه صبور شانه ام از بار غمها خم
تنها دو دست مهربان تو پناه من
چشمان تو تنها چراغ کوره راه من
تنها تو ماندی از همه دنیا برای من
آن شانه های نازک تو تکیه گاه من
تنها تو هستی در تمام لحظه های من
تنها تو ماندی جز خدای من برای من
آه ای هستی من شور مستی من
بر چین اشک مرا برچین
هستی میگذرد مستی میگذرد
بنشین پیش دلم بنشین
آه ای هستی من شور مستی من
بر چین اشک مرا برچین
هستی میگذرد مستی میگذرد
بنشین پیش دلم بنشین
از ازل خالم زد رقم با تو نقش تقدیر است
خود تو میدانی با تو میمانم بی تو میمیرم
عاشق ترین مردم که میمیرم برای تو
ای وای اگر باشد به تو عاشق خدای تو
من قصه ی دردم تنهای شبگردم
تنها دو دست مهربان تو پناه من
چشمان تو تنها چراغ کوره راه من
آن شانه های نازک تو تکیه گاه من
تنها تو هستی در تمام لحظه های من
تنها تو ماندی جز خدای من عزیز من برای من
اونا که تو زندگیشون قصه های خوب شنیدن
تو قمار زندگانی همه جور بازی رو دیدن
اونا که تو خلوت شب شعرای حافظ رو خوندن
همه راه و رفتن اما بر سر دو راهی موندن
بهشون بگین که اینجا یه نفر همیشه مسته
یه نفر همیشه تنها سر این کوچه نشسته
بهشون بگید که قصش مثل شاهنومه درازه
کی بوده کجا رسیده چه جوری باید بسازه
حالا قصه هاشو مستها توی میخونه ها میگن
اما اون همیشه مست رو توی اونجا راه نمیدن
بهشون بگین که اینجا یه نفر همیشه مسته
دیگه نیست کمند دلها گیسوهای رنگ برفش
دیگه میخونه جایی نیست که بیاد رو لب ها حرفش
بزارین همه بدونن که به دست غم اسیره
آخرش یه شب همینجا سر این کوچه می میره
یه نفر همیشه تنها سر این کوچه نشسته
من امشب سرخوش و دیوانه و مست و غزل خوانم
به جام می پناه آورده ام از غم گریزانم
گر از میخانه باز آیم مرا غم باز می جوید
روید ای دوستان من گوشه میخانه می مانم جان ای دل
دیگه نیست کمند دلها گیسوهای رنگ برفش
دیگه میخونه جایی نیست که بیاد رو لب ها حرفش
بزارین همه بدونن که به دست غم اسیره
آخرش یه شب همینجا سر این کوچه می میره
بهشون بگین که اینجا یه نفر همیشه مسته
یه نفر همیشه تنها سر این کوچه نشسته
هر کس به تمنای کسی غرق نیاز است
هر کس به سوی قبله ی خود رو به نماز است
هر کس به زبان دل خود زمزمه ساز است
با عشق در آمیخته در راز و نیاز است
ای جان من تو جانان من تو
در مذهب عشق ایمان من تو
هیهات که کوتاه شود با رفتن جانم
این دست تمنا که به سوی تو دراز است
با عشق در آمیخته در راز و نیاز است
هر که در عشق تو گم شد از تو پیدا می شود
قطره ی ناقابل دل از تو دریا میشود
دستی که به درگاه خدا بسته پل عشق
کوتاه نبینید که این قصه دراز است
خاصیت عشق میجوشد از تو
دل رنگ آتش میپوید از تو
هر گوشه ی این خاک که دل سوخته ای هست
از دولت عشق تو در میکده باز است
هر کس به سوی قبله ی خود رو به نماز است
هر کس به زبان دل خود زمزمه ساز است
با عشق در امیخته در راز و نیاز است
همیشه با تو خوشبختم چه عطری تو نفسهاته
یه دنیا غرق آرامش توی چشمای زیباته
بهاری توی دستاته مثله یه بارون نم نم
همیشه با تو آرومم همیشه با تو خوشبختم
با من بمون که شادی بباره توی خونه
شاید که پر کشیدیم از بغض این زمونه
با من بمون که چشمات تمام زندگیمه
تو میخندی و این دنیا شبیه رویاها میشه
بدون تو همه دنیا توی آغوش آتیشه
مثل یه ماه بی تابی که توی برکه خوابیده
تورو میدزدمت یک شب از این رویای نادیده
شاید که پر کشیدی از بغض این زمونه
با من بمون که چشمات تمام زندگیمه
عشق تو یادگار روزای سادگیمه
همیشه با تو خوشبختم
همیشه با تو خوشبختم
با من بمون که شادی بباره توی خونه
شاید که پر کشیدی از بغض این زمونه
با من بمون که چشمات تمام زندگیمه
عشق تو یادگار روزای سادگیمه
یکی را دوست میدارم
یکی را دوست میدارم ولی افسوس او هرگز نمیداند
نگاهش میکنم شاید بخواند از نگاه من که او را دوست دارم
ولی افسوس او هرگز نگاهم را نمیخواند
به برگ گل نوشتم من که او را دوست میدارم
ولی افسوس او گل را به زلف کودکی آویخت تا او را بخنداند
صبا را دیدم و گفتم صبا دستم به دامانت
بگو از من به دلدارم تو را من دوست میدارم
ولی ناگه ز ابر تیره برقی جست و روی ماه تابان را بپوشانید
من به خاکستر نشینی عادت دیرینه دارم
سینه مالا مال درد اما دلی بی کینه دارم
پاکبازم من ولی در آرزویم عشق بازی
مثل هر جنبنده ای من هم دلی در سینه دارم
در کدامین مکتب و مذهب جرم است پاکبازی
در جهان صدها هزاران پاکباز در سینه دارم
کار هر کس نیست مکتب داری این پاکبازان
هدیه از سلطان عشق بر هر دو پایم پینه دارم
من عاشق عاشق شدنم
من از بیراهه های حله بر میگردم و آواز شب دارم
هزار و یک شبی دیگر نگفته زیر لب دارم
مثال کوره میسوزد تنم از عشق امید طرب دارم
حدیث تازه ای از عشق مردان حلب دارم
من عاشق عاشق شدنم
من عاشق عاشق شدنم
سینه مالا مال درد اما دلی بی کینه دارم
پاکبازم من ولی در آرزویم عشق بازی
مثل هر جنبنده ای من هم دلی در سینه دارم
من عاشق عاشق شدنم
ترمه و اطلس بیارین تا بپوشونم تنت
سینه ریزی از جواهر بندازم به گردنت
نکنه دست رقیبون برسه به دامنت
نکنه خونم بیفته عاقبت بر گردنت
ای بلا بالا بلا قربون اون نگاهت
قربون راه رفتنت قربون خاک راهت
من روزی هزار دفعه به پای تو می میرم
با یه بوسه ی تو باز دوباره جون می گیرم
با یه بوسه ی تو باز دوباره جون می گیرم
سینه ریزی از جواهر بندازم به گردنت
نکنه دست رقیبون برسه به دامنت
نکنه خونم بیفته عاقبت بر گردنت
قربون راه رفتنت قربون خاک راهت
من روزی هزار دفعه به پای تو می میرم
با یه بوسه ی تو باز دوباره جون می گیرم
با یه بوسهء تو باز دوباره جون می گیرم
ترمه و اطلس بیارین تا بپوشونم تنت
سینه ریزی از جواهر بندازم به گردنت
نکنه خونم بیافته عاقبت بر گردنت
ترمه و اطلس بیارین تا بپوشونم تنت
سینه ریزی از جواهر بندازم به گردنت
نکنه دست رقیبون برسه به دامنت
نکنه خونم بیفته عاقبت بر گردنت
ترمه و اطلس بیارین تا بپوشونم تنت
سینه ریزی از جواهر بندازم به گردنت
نکنه خونم بیفته عاقبت بر گردنت
دشمن اگه هزار هزار
فشنگاشون قطار قطار
حلقه به دورت بزنن
صد تا با سی صد تا سوار
خودم میام میبرمت
با یک نگاه میدزدمت
با یک نگاه میدزدمت
این دل بی قرارم
به دام تو اسیره
برای دیدن تو
نفسم داره میگیره
نفسم داره میگیره
قد نگو نگو نگو سرو خرامانه
چشم نگو نگو نگو نرگس مستانه
لب نگو نگو نگو غنچه ی خندانه
دل نگو نگو نگو خیلی پریشانه
این دل بی قرارم
به دام تو اسیره
این دل بی قرارم
به دام تو اسیره
برای دیدن تو
نفسم داره میگیره
نفسم داره میگیره
امید من تو هستی برای زندگانی
آرزوی دلم رو توی چشام میخونی
من دیگه خاک پاتم هر جا بری باهاتم
من عاشق تو هستم من تو رو میپرستم
این دل بی قرارم به دام تو اسیره
برای دیدن تو نفسم داره میگیره
نفسم داره میگیره
فشنگاشون قطار قطار
حلقه به دورت بزنن صد تا با سی صد تا سوار
خودم میام می برمت با یک نگاه می دزدمت
خودم میام میبرمت با یک نگاه میدزدمت
برای دیدن تو نفسم داره می گیره
نفسم داره می گیره
ای خالق هر قصه من این منو این تو
بر ساز دلم زخمه بزن این منو این تو
هر لحظه جدا از تو برام ماهی و سالی
با هر نفسم داد میزنم جای تو خالی
منم عاشق ناز تو کشیدن
بخاطر تو از همه بریدن
تنها تو رو دیدن
منم عاشق انتظار کشیدن
صدای پا تو از کوچه شنیدن تنها تو رو دیدن
تو اون ابر بلندی که دستات شفای شوره زاره
تو اون ساحل نوری که هر موج به تو سجده میاره
تو فصل سبز عشقی که هرگل بهارو از تو داره
اگه نوازش تو نباشه گل گلخونه خاره
منم عاشق ناز تو کشیدن بخاطر تو از همه بریدن
تنها تو رو دیدن
منم عاشق انتظار کشیدن
صدای پا تو از کوچه شنیدن تنها تو رو دیدن
بر ساز دلم زخمه بزن این منو این تو
هر لحظه جدا از تو برام ماهی و سالی
با هر نفسم داد میزنم جای تو خالی
تو آخرین کلامی که شاعر تو هر غزل میاره
بدون تو خدا هم تو شعراش دیگه غزل نداره
بمون که شوکت عشق بمونه که قصه گوی عشقی
نگو که حرمت عشق شکسته تو آبروی عشقی
منم عاشق ناز تو کشیدن بخاطر تو از همه بریدن
تنها تو رو دیدن
صدای پا تو از کوچه شنیدن تنها تو رو دیدن
ای خالق هر قصه من این منو این تو
بر ساز دلم زخمه بزن این منو این تو
هر لحظه جدا از تو برام ماهی و سالی
با هر نفسم داد میزنم جای تو خالی
بخاطر تو از همه بریدن
تنها تو رو دیدن
منم عاشق انتظار کشیدن
صدای پا تو از کوچه شنیدن
تنها تو رو دیدن
ای خالق هر قصه من این منو این تو
بر ساز دلم زخمه بزن این منو این تو
هر لحظه جدا از تو برام ماهی و سالی
با هر نفسم داد میزنم جای تو خالی
هنوزم یار تنهایم به دیدار تو می آیم
باز می آیم
اگر که فرصتی باشد
مجال صحبتی باشد
حرف خواهم زد
برای دیدن تو از حادثه ها گذشته ام
کفر اگر نباشد این من از خدا گذشته ام
کفر اگر نباشد این من از خدا گذشته ام
کفر اگر نباشد این من از خدا گذشته ام
عذاب این دریده ها مرا شکسته بی صدا
دستی بکش به زخم من که از شفا گذشته ام
که از شفا گذشته ام
باورم کن باورم کن من که با تو صادقم
اگه خستم یا شکستم هر چه هستم عاشقم
هر چه هستم عاشقم
برای دیدن تو از حادثه ها گذشته ام
منو بشناس و باور کن که خسته ام
خیلی خستم اما هستم
تهی ماند و نشد آلوده دستم
من به دنیا دل نبستم
باورم کن باورم کن من که با تو صادقم
اگه خستم یا شکستم هر چه هستم عاشقم
هر چه هستم عاشقم
که از وفاداری این اهل وفا گذشته ام
من از وفا گذشته ام
برای دیدن تو از حادثه ها گذشته ام
کفر اگر نباشد این من از خدا گذشته ام
این قافله ی عمر عجب میگذرد
دریاب دمی که با طرب میگذرد
ساقی ساقی غم فردای حریفان چه خوریم
پیش آر پیاله را که شب میگذرد
من از راه اومدم
من از راه اومدم
دلت خواست اومدم
دلت خواست اومدم
تو از بیراهه ها رفتی
تو چشم سیاه کجا رفتی
تو از بیراهه ها رفتی
تو چشم سیاه کجا رفتی
باید سر به جنون زد
دل به خاک و خون زد
نرو از روزگارم
بی تو تمومه کارم
گرفتار اومدم نبودی
هزار بار اومدم نبودی
گرفتار اومدم نبودی
به دنبال تو باز اومدم
پی چشم سیات اومدم
فقط با یک نگاه اومدم
باید سر به جنون زد
دل به خاک و خون زد
نرو از روزگارم بی تو تمومه کارم
گذشتن از تو آسون نیست
مثل تو یار فراوون نیست
گذشتن از تو آسون نیست
مثل تو یار فراوون نیست
باید سر به جنون زد دل به خاک و خون زد
نرو از روزگارم بی تو تمومه کارم
من از راه اومدم
دلت خواست اومدم
دلت خواست اومدم
تو از بیراهه ها رفتی تو چشم سیاه کجا رفتی
تو از بیراهه ها رفتی تو چشم سیاه کجا رفتی
باید سر به جنون زد دل به خاک و خون زد
هزار بار اومدم نبودی گرفتار اومدم نبودی
به دنبال تو باز اومدم پی چشم سیات اومدم
فقط با یک نگاه اومدم
باید سر به جنون زد دل به خاک و خون زد
نرو از روزگارم بی تو تمومه کارم