آهنگ نامه از سیاوش قمیشی که در قالب آلبوم هوای خونه منتشر شد.
پاکت بی تمبر و تاریخ
نامه بی اسم و امضاء
کوچه دلواپسی ها
برسه به دست بابا
با سلام خدمت بابا
عرض کنم که غربت ما
انقدم بد نیست که میگن
راضیم الحمدا…
یادمون دادن که اینجا
زندگی رو سخت نگیریم
از غم ویرونی تو
روزی صد دفعه نمیریم
یادمون دادن که یاد
سوختن خونه نیفتیم
خواب بود هر چی که دیدیم
باد بود هر چی شنفتیم
راستی چند وقته که رفتم
بی غم و غزل سر کار
روزگارم ای یدک نیست
شکر غربت گرم بازار
قلم و دفتر شعرم
توی گنجه کنج دیوار
عکس سهراب روی طاقچه
غزلش گوشه انبار
توی نامه گفته بودی بی چراغ دل مادر
براتون نور میفرستم
جنس اعلاء طرح آخر
من ستاره بردم اینجا
با بلیطای برنده
راستی اونجا نور فانوس
یه شبش کرایه چنده
آهنگ هوای خونه از سیاوش قمیشی که در قالب آلبوم هوای خونه منتشر شد.
هوای خانه چه دلگیر می شود گاهی
از این زمانه دلم سیر می شود گاهی
عقاب تیز پر دشتهای استغنا
اسیر پنجه ی تقدیر می شود گاهی
صدای زمزمه ی عاشقانه آزادی
فغان و ناله ی شبگیر می شود گاهی
نگاه مردم بیگانه در دل غربت
به چشم خسته ی من تیر می شود گاهی
مبر ز موی سپیدم گمان به عمر دراز
جوان ز حادثه ای پیر می شود گاهی
بگو اگر چه به جایی نمی رسد فریاد
کلام حق دم شمشیر می شود گاهی
بگیر دست مرا آشنای درد بگیر
مگو چنین و چنان، دیر می شود گاهی
به سوی خویش مرا می کشد چه خون و چه خاک
محبّت است که زنجیر می شود گاهی
آهنگ سکوتاز سیاوش قمیشی که در قالب آلبوم حادثه منتشر شد.
من تمام هستی ام را در نبرد با سرنوشت
در تهاجم با زمان، آتش زدم، کشتم
من بهار عشق را دیدم، ولی باور نکردم
یک کلام در جزوه هایم هیچ ننوشتم
من زمقصدها پی مقصودهای پوچ افتادم
تا تمام خوب ها رفتند و خوبی ماند در یادم
من به عشقِ منتظر بودن، همه صبر و قرارم رفت
بهارم رفت
عشقم مرد
یارم رفت…
آهنگ مرد خدااز سیاوش قمیشی که در قالب آلبوم حادثه منتشر شد.
خرسند شدیم از این که امروز
رنگی دگر است، نه رنگ دیروز
تا شب نشده، رنگ دگر شد
گفتند از این نکته، هزار نکته بیاموز
فریاد زدیم که چرخ گردون
لیلا تو را نداده ای به مجنون
فریاد بر آمد آن که، خاموش
کم داد اگر، نگیرد افزون
خاموش شدیم و در خموشی
رفتیم سراغ می فروشی
فریاد زدیم دوای ما کو
گویند دواست، باده نوشی
هشیار نشد مگر که مدهوش
این بار گران بگیرم از دوش
آرام کنار گوش ما گفت
این بار گران تو مفت مفروش
از خود به کجا شوی تو پنهان
از خود به کجا شوی گریزان
بیداری دل چنین مخوابان
سخت امده است
مبخش آسان
هشیار شدیم از این که هستیم
رفتیم و در میکده بستیم
با خود به سخن چنین نشستیم
ما باده نخورده ایم و مستیم
مسجد، سر راه از آن گذشتیم
بر روی درش چنین نوشتیم
در میکده هم خدای بینی با مرد خدا اگر نشینی
آهنگ خاراز سیاوش قمیشی که در قالب آلبوم حادثه منتشر شد.
خارم اگر از خاری
خارم تو مپنداری
دانم که مرا با گل
یکجا تو نگهداری
گل را تو به آن گویی
که از عشق معطر شد
آن گل که فقط گل بود
در حادثه پر پر شد
سودای تو را دارم
من از دل و از جانم
گفتند که پیدا شو
دیدند که پنهانم
گفتند که پیدا کن
خود را و تو را با هم
گفتم که پیدا هست
در هر نفس آدم
پیداست و من پنهان من در تن و او در جان
یک آن نظری کردم
در خود گذری کردم
دیدم که نه در دوری
نزدیک تر از نوری
در راه عبور از تو
من این همه دور از تو
یک عمر نیندیشم
هیهات، تو در پیشم
چشم است که بینا نیست
در عشق که این ها نیست
آهنگ حادثهاز سیاوش قمیشی که در قالب آلبوم حادثه منتشر شد.
آن لحظه که از نیاز انسان
دارد نه کم از هوای حیوان
یک دانه ی گندمِ طلایی
از تشت طلا گرانبهاتر
در حادثه های ناگهانی
سالم زمریض مبتلاتر
آسوده مباش که بی نیازی
یک آنِ دگر پر از نیازی
آن جا که تو فرعونِ زمانی
در تیررس باد خزانی
آهنگ غریبه از سیاوش قمیشی که در قالب آلبوم حادثه منتشر شد.
مسافر شهر غمی
غریبی مثل خودمی
تو صورتت پر از غمه
غصه داری یه عالمه
دوست داری درد و دل کنی
دلت گرفته از همه
غریبه توی غربت
نگی چی شد محبت
بگی میگن دیوونه است
حرفاش چه بچه گونه است
تقصیر آدما نیست
این همه درد دوا نیست
آب و نون و نفس
کجا اومدی تو قفس
تو هم مثل همه ما ها
سر دو راهی موندی و
دل رو به دریاها زدی
گفتی غریبی بهتره
واسه همه در به درا
این دیگه راه آخره
تو شک و توی تردید
چشمات کجا رو می دید
سرما زده و سوزه و پاییز فراری
در حسرت روزهای بهاری،بُق کرده قناری
اجاقِ خونه می سوزه و سرده، ببین سرما چه کرده
ای وای از اون روزی که گردونه به کامِ ما نگرده
یخ بسته گُل گُلدونا ای داد
طوفانِ طبیعت رو ببین کرده چه بیداد
برگی دیگه نیست روی درختا
سرماست فقط میونِ حرفا
هرچی که بوده توی طبیعت
قایم کرده یکی میون برفا
در حسرت روزهای بهاری، بُق کرده قناری
در حسرت روزهای بهاری، بُق کرده قناری