دانلود آهنگ شب به گلستان تنها منتظرت بودم از داریوش رفیعی
دانلود آهنگ شب به گلستان تنها منتظرت بودم از داریوش رفیعی
آهنگ های خوب را در پرشین فا گوش کنید
Download New Music by Dariush Rafiei is Shab Be Golestan in Persianfa

آهنگ های خوب را در پرشین فا گوش کنید
Download New Music by Dariush Rafiei is Shab Be Golestan in Persianfa

به سوی تو تصنیفی است که با صدای داریوش رفیعی و آهنگسازی مجید وفادار در آواز دشتی اجرا شده است.
به سوی تو سروده عبدالله فاطمی (الفت) میباشد.
علاوه بر داریوش رفیعی خوانندگان دیگری چون کوروس سرهنگزاده، محمد معتمدی، مهران زاهدی و علی زند وکیلی نیز این اثر را اجرا کردهاند.
سال اجرای اول به سوی تو، ۱۳۲۸ خورشیدی بوده است.
به سوی تو
به شوق روی تو
به طرف کوی تو
سپیده دم آیم
مگر تو را جویم
بگو کجایی
نشان تو
گه از زمین گاهی
ز آسمان جویم
ببین چه بی پروا
ره تو میپویم
بگو کجایی
کی رود رخ ماهت از نظرم، نظرم
اگر تو را جویم، حدیث دل گویم، بگو کجایی
به دست تو دادم
دل پریشانم
دگر چه خواهی
بگو که از جانم، دگر چه خواهی
یک دم از خیال من نمیروی ای غزال من
دگر چه پرسی ز حال من
تا هستم من، اسیر کوی توأم، به آرزوی توام
اگر تو را جویم، حدیث دل گویم، بگو کجایی
به دست تو دادم، دل پریشانم، دگر چه خواهی
فتادهام از پا، بگو که از جانم، دگر چه خواهی
خوابی بود و خیالی، ما را روزِ وصال
رفت از یاد و تَبَه شد، حال آن خواب و خیال
روزی دلکش و خرم بود، فارغ خاطرم از غم بود
بر گل از نم فروردین، لرزان قطره ی شبنم بود
وه زان حُسن و جمال، وه زان حُسن و جمال
جان را نشاط و مستی، از روی تو بود
دل را امیدِ هستی، بر موی تو بود
ریزان ز شاخه سوسن ها، گل ها بر سر ما
لرزان زعشق و بی تابی، هر دم پیکر ما
ای کاش دامانت را از کف نمی دادم
چه شد آن وفا چه شد آن صفا
ز چه از چشمت افتادم
چو گذشته ها به برم بیا، که دهد غم بر بادم
خواهم بار دیگر با تو به صحرا رفتن
غم ها از دل بردن، خوش به تماشا رفتن
ای رفته بیا تا نروم از دست
کین زخمه ی غم پاره دلم بشکست
ای رفته بیا تا نروم از دست
کین زخمه ی غم پاره دلم بشکست
خوابی بود و خیالی، ما را روزِ وصال
رفت از یاد و تَبَه شد، حال آن خواب و خیال
روزی دلکش و خرم بود، فارغ خاطرم از غم بود
بر گل از نم فروردین، لرزان قطره ی شبنم بود
وه زان حُسن و جمال، وه زان حُسن و جمال
باز امشب چون من ای مه سرگردانی
سرگردان چون عشاق بی سامانی
گه پیدایی گه پنهانی
ای چراغ گیتی ای عروس اسمان
نهان مشو که بود نشانی از مه من
به چهره ی تو عیان
از پشت ابر طوفان زا
تابان شو بر این دنیا
چون دلدار من تاکی گه پنهانی گه پیدا
شد سیاهی شب بلای جانم بلای جانم
روشنی بیفکن بر اشیانم
همه شب ای ماه به تو می نگرم به تو می نگرم
به درای ونهان
مشو بر نظرم مشو بر نظرم
که مهم امشب نبود به برم نبود به برم
باز امشب چون من ای مه سرگردانی
سرگردان چون عشاق بی سامانی
گه پیدایی گه پنهانی
گه پیدایی گه پنهانی
گه پیدایی گه پنهانی
یاد از روزی که بودی زهره یار من
دور از چشم رغیبان در کنار من
حالا خالیست جایت ای نگار من
در شام زار من آخر کجایی زهره
یاد داری زهره آن روز که در صحرا
دست من در دست تو گردش کنان تنها
راه میرفتیم ما در بین شقایق ها
کو آن عالم حالا لطف وصفایی زهره
چون یقین کردی که در عشقت گرفتارم
سرد گشتی ونمودی این چنین خارم
خود نکردی فکر آخر نازنین یارم
من هم خدای دارم خدایی زهره
ای باد صبا بهر خود بوی که داری؟
حبییبم روی که داری؟ عزیزم یوی که داری؟
این بوی خوش از سلسله ی موی که داری؟
جانم جانم موی که داری؟ حبیبم موی که داری؟
خرم شده بستان زتو ای باد بهاری
خرم شده بستان زتو ای باد بهاری
این خرمی از روی که وموی که داری؟
حبیبم موی که داری؟ عزیزم موی که داری؟
حبیبم موی که داری؟ عزیزم موی که داری؟
حبیبم موی که داری؟ عزیزم موی که داری؟
حبیبم موی که داری؟ عزیزم موی که داری
دانلود تصنیف زهره از داریوش رفیعی با حجم ۲ مگابایت: دانلود
گلنار
کجایی که از غمت ناله میکند عاشق وفادار گلنار
کجایی که بی تو شد دل اسیر غم دیده ام گهر بارگلنار
دمی اولین شب آشنایی و عشق ما به یاد آر گلنار
در آن شب تو بودی و عشق و عشرت و آرزوی بسیار
چه دیدی از من حبیبم گلنارکه دادی آخر فریبم گلنار
نیابی ای کاش نصیب از گردون که شد نا کامی نصیبم گلنار
بوِد مرا در دل شب تار آرزوی دیدارتا به کی پریشان
تا به کی گرفتار یا مَده مرا وعده وفاراز خود نگهدار
یا به رویِ من خنده هابزن قلب من به دست آرچه
دیدی از من حبیبم گلنارکه دادی آخر فریبم گلنار

نیابی ای کاش نصیب از گردونکه شد نا کامی
نصیبم گلنار لب خود بگشا
به سخن گلنار دل زارم را،مشکن گلنارنشوی عاشق
ز کجا دانی چه کشد هر شب دل من گلنار
دانلود تصنیف گلنار از داریوش رفیعی با حجم ۳ مگابایت: دانلود
زلف بر باد مده عنوان یکی از مشهورترین تصنیف های داریوش رفیعی خواننده برجسته ایرانی است.
داریوش رفیعی در اوج شهرت بر اثر تزریق آمپول آلوده به کزاز مبتلا شد و در نهایت در بیمارستان هزارتختخوابی تهران (بیمارستان امام خمینی تهران) در روز ۲ بهمن ۱۳۳۷ و در سن ۳۱ سالگی درگذشت.
اما آثار او همچنان از اقبال عمومی برخوردار است.
زلف بر باد مده غزلی است از حافظ شیرازی شاعر پرآوازه ایرانی.
ناز بنیاد مکن تا نکنی بنیادم
می مخور با همه کس تا نخورم خون جگر
سر مکش تا نکشد سر به فلک فریادم
زلف را حلقه مکن تا نکنی دربندم
طره را تاب مده تا ندهی بر بادم
غم اغیار مخور تا نکنی ناشادم
رخ برافروز که فارغ کنی از برگ گلم
قد برافراز که از سرو کنی آزادم
شمع هر جمع مشو ور نه بسوزی ما را
یاد هر قوم مکن تا نروی از یادم
تصنیف شب به گلستان تنها منتظرت بودم با عنوان شب انتظار اثری است از داریوش رفیعی
باده ناکامی در هجر تو پیمودم
منتظرت بودم، منتظرت بودم
آن شب جانفرسا من، بی تو نیاسودم
وه که شدم پیر از غم، آن شب و فرسودم
منتظرت بودم، منتظرت بودم
بودم همه شب دیده به ره تا به سحرگاه
ناگه چو پری خندهزنان، آمدی از راه
غمها به سر آمد
منتظرت بودم، منتظرت بودم
پیش گلها، شاد و شیدا
میخرامیدت قامت موزونت
فتنه دوران، دیده تو
از دل و جان، من شده مفتونت
در آن عشق و جنون مفتون تو بودم
اکنون از دل من، بشنو تو سرودم
منتظرت بودم، منتظرت بودم